تبلیغات
امان از روز غفلت...
 
یکشنبه 9 اسفند 1394 :: نویسنده : عباس توانا

به اختصار؛

یکم. دشمنان قسم خورده نظام جمهوری اسلامی از ماه ها قبل و همچون انتخابات پیشین با راه اندازی اتاق فکرهای خود سعی در اثرگذاری در انتخابات 94 را داشتند اما این بار و پس از ناکامی در پروژه های «تلاش در جهت عدم حضور»، «القای ویترینی بودن آرا»، «تشکیک در سلامت انتخابات» و پروژه «تقلب بزرگ»، سناریوی جدیدی تحت عنوان «کودتای سفید» را طراحی و اجرا کردند. کودتای سفید، برگرفته از مدل انتخابات ریاست جمهوری فرانسه در سال 2002 است. در آن سال انتخابات فرانسه در حالی به دور دوم کشیده شد که به دلیل تفرقه احزاب چپ گرا، به شکلی نادر رقبای مرحله دوم هر دو راستگرا بودند. ژاک ژیراک از راست میانه  و ژان ماری لوپن از جریان راست افراطی با رأیی نزدیک ( 20درصد در برابر17 درصد ) می بایست با هم در دور دوم رقابت می کردند. از منظر غربی ها لوپن با شعارهای فاشیستی موجودیت فرانسه و اتحادیه اروپا را به خطر می انداخت از همین رو با راه اندازی کمپین رأى منفی به افراطیون و فاشیست ها، مانع از پیروزی ژان ماری لوپن شدند و ژاک ژیراک با کسب 82 درصد از آراء رئیس جمهور فرانسه شد.در این مدل از کودتا، سازمان برانداز (جریان نفوذ ) با جنگ روانی پردامنه و ایجاد دوقطبی های کاذب، در کوتاه مدت افکار جامعه را مدیریت نموده و جریان مورد نظر خود را در مراکز حیاتی و حساس تصمیم گیر مستقر می نماید. این فرآیند در ادامه منجر به تعارض و دوگانگی در حاکمیت کشور هدف شده و سپس منتج به استحاله و فروپاشی از درون می گردد. با این توضیحات BBC -ارگان رسمی دولت انگلستان- در آخرین اقدام خود رپورتاژ آگهی رسمی ای برای یک لیست انتخاباتی پخش کرد و همچنین از کمپین و فراخوانی برای تبلیغ این لیست سخن گفت که محتوای آن از سویی رای دادن به لیست بی بی سی و از سویی دیگر رای ندادن به برخی داوطلبان انقلابی بود که شیخ عبدالعزیز مفتی اعظم وهابی و حامی داعش نیز همنوا با بی بی سی به کمپین لیست انگلیسی پیوست. این اقدامات سلسله وار در جهت نفوذ از چند جهت حایز اهمیت و مورد سوال است که  پرداختن به آنها در این مجال نمی گنجد و پاسخ را به خوانندگان می سپاریم؛ باید از مدعیان اعتدال و اصلاحات پرسید زدن برچسب افراطی به نیروهای انقلابی و حمایت کشورهای غربی-عربی از شما در کمپین رأى منفی علیه شخصیت های دینی و انقلابی، چه ارتباط معناداری می تواند داشته باشد ؟! چرا آقای روحانی در صفحه شخصی اش در اینستا گرام نوشته " حضور حداکثری پایان افراط گرایی " ؟! چه عملکردی از خواص باعث شده تا روباه ژیر از ایشان حمایت کند؟ و چرا برخی حضرات حاضر در لیست مذکور حاضر به اعلام برائت نشدند؟

دوم. "نوام چامسکی" مشهورترین تئوریسین و تحلیلگر غرب: « آیت الله خامنه‌ای زیرک ‌ترین و سیاسی ترین فرد جهان، کاری کرده که حتی دشمنان بزرگ ملتش هم برای حضور مردمش در صحنه‌ی انتخابات تبلیغ می کنند/ سیاستمداران پر مُدعای غرب، برای فیلم او نقش بازی می کنند!/ وقتی مشارکت زیاد شود، پیروز واقعی دنیا آیت‌الله خامنه ای است نه غربی‌ها/ امروز سیاست ‌مداران دنیا با تایید دموکراسی واقعی در ایران، حقارت خود را در برابر آیت‌الله به تصویر کشیدند.» بدون اغراق مهمترین نکته هر انتخاباتی در جمهوری اسلامی ایران، حضور حداکثری مردم به عنوان تجلی جمهوریت نظام است. برکسی پوشیده نیست که هدف اصلی سران استکبار در مواجهه با ایران پس از انقلاب اسلامی، ایجاد شکاف بین مردم و حاکمیت –با ابزار گوناگون نظیر تهدید، تحریم و ...- بوده اما بدون تردید مظهر پیوند ناگسستنی ملت و انقلاب را می توان در انتخابات مشاهده کرد. بررسی درصد مشارکت مردم در این انتخابات نیز نباید مغفول بماند چرا که نسبت به انتخابات مشابه در اسفندماه سال 90 و در کوران تحریم ها شاهد کاهش 4درصدی مشارکت (از 64 درصد به 60 درصد) هستیم لذا پرواضح است اینکه در بعضی محافل یا هیاهوی فراوان صحبت از گزاره هایی چون "تحریم انتخابات در سال 1390" یا "برجام موجب اقبال بیشتر مردم شده" گزاره هایی بی پایه و اساس است و علت اصلی کاهش مشارکت مردم را در واقع می توان در عدم بهبود وضعیت معیشتی طی چندسال اخیر جستجو کرد.

سوم. نکته دیگر در انتخابات دهمین مجلس شورای اسلامی، تشکیل مجلس غیرهمسو با دولت است که برای اولین بار در تاریخ انقلاب اسلامی رخ میدهد. گرایش معنادار منتخبین قطعی حاکی از آنست که قاطبه نمایندگان را جریان اصولگرا به خود اختصاص داده و از 178 منتخب قطعی، 115 نفر (65 درصد) اصولگرا و 63 نفر (35 درصد) اصلاح طلب، مستقل و دولتی هستند. همچنان که در بالا بدان اشاره شد مهمترین معضل امروز جامعه، مشکلات معیشتی است و اولویت مردم رفع موانع اقتصادی معیشتی است بنابراین با رهیافتی منطقی و واقع بینانه –نه با عینک احساسات و هیجانات- می توان دریافت که عدم اقبال مردم به جریان اصلاح طلب به واسطه شعارهای این جریان رقم خورده لذا توجه نکردن به مسائل اقتصادی و دامن زدن به مسائلی که مبتلابه جامعه نبوده نظیر رفع حصر و ... از جانب جریان اصلاح طلب را می توان از مهم ترین دلایل شکست اصلاحات در مجموع آرا دانست. اگرچه در تهران و شیراز به دلایل متعدد فرهنگی جریان اصلاحات توانست کرسی های بیشتری کسب کند اما در مجموع آرای کشوری توفیق بسیاری بدست نیاوردند.

چهارم. دیگر بعد جالب توجه انتخابات امسال حضور کسانی بود که سال 88 با تهمت تقلب جمهوریت نظام را زیر سوال بردند. جریان مدعی اصلاحات که با تشکیک در نتایج انتخابات سال 88 بدون حتی یک دلیل منطقی و تنها با بهانه های واهی پیاده نظام و جیره خور اربابان لندن نشینشان در تکمیل پازل مثلث آمریکایی-انگلیسی- صهیونیستی بودند هته گذشته با روسیاهی پای صندوق های رای حاضر شدند و علاوه بر اثبات مظلومیت نظام، ثابت کردند تعریفشان از دموکراسی تحقق اهداف مسمومشان است. علی أی حال روسیاهی به ذغال ماند...

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


بسم الله الرحمن الرحیم

 

جناب آقای مهندس محمدعلی افشانی؛ استاندار محترم استان پهناور فارس

 

با سلام و احترام

 

نظر به قرابت این روزها با ایام انتخابات مجلس خبرگان و مجلس شورای اسلامی به منزله برهه حساس دیگری از تاریخ انقلاب اسلامی و با عنایت به لزوم رعایت دقت، صراحت و عدم جناح بندی خاص از سوی جنابعالی به عنوان مجری این دو رویداد سیاسی، نکاتی چند به واسطه تکلیف دانشجویی، از سر دلسوزی و با هدف نیل به مجالس ایده آل از منظر حضرت امام (ره) و مقام عظمای ولایت را به رشته تحریر درآورده، در این وجیزه با شما در میان خواهم گذاشت؛ باشد که موجبات رضایت حضرت ولی عصر (روحی فداه) و نایب برحقشان را میسر گرداند.

 

یکم. از آغازین روزهای پذیرش سکان استانداری فارس از جانب جنابعالی، در چندین مرتبه –هم کتباً و هم شفاهاً- معضلات و مشکلات اقتصادی، فرهنگی و سیاسی استان را به شما گوشزد و در مواردی نیز راهکارهایی جهت برطرف کردن این مشکلات خدمتتان ارائه کردیم به امید پرشتاب گشتن حرکت قطار اجرایی استان به سمت پیشرفت و تعالی فارس در حوزه های گوناگون.

 

در این اثنا موضوعی که بیشترین سهم در اظهارات پنج ماهه شما را به خود اختصاص داده «مواضع پرابهام سیاسی» است که از ابتدای تکیه زدن تان بر صندلی بالاترین مقام اجرایی استان تاکنون ادامه دارد. این مواضع دومینووار علاوه بر اینکه شائبه تغییر استاندار فارس به منظور نقش آفرینی مؤثر در پروژه جریان مدعی اصلاحات{!} در موسم انتخابات را قوی تر کرده، بروز حواشی پر رنگ تر از متن و غفلت از معضلات و مشکلات اساسی استان را در پی داشته است.

 

بدون تردید شاهراه اصلی رفع موانع دستیابی به پیشرفت روزافزون فارس، بیان برنامه های مدوّن اقتصادی است نه مواضع پر ابهام سیاسی. تنها رهاورد این قبیل اظهارات، جنجال آفرینی و حاکمیت کاذب احساسات بر منطق در جامعه خواهد بود. با این اوصاف آنچه نگارنده را وادار به نگارش این نامه کرد اظهارات تان در یکی دو هفته اخیر است که در شأن مجری فراجناحی انتخابات نمی گنجد.

 

دوم. آقای استاندار، جنابعالی در جمع اعضای هیات نظارت بر انتخابات بیان داشته اید "اگر هم چهار نفر اشتباهی انتخاب شدند هیچ اتفاقی برای نظام نمی افتد پس نباید نگران حضور برخی افراد در انتخابات باشید."حقیقتاً با چه منطق و استدلالی به این نتیجه رسیده اید؟! نظام جمهوری اسلامی ایران در پرتو آرمان های امام راحل و رهنمودهای مقام معظم رهبری مسیر اهتزاز پرچم «لا إله الّا الله» در سراسر جهان را بی وقفه طی خواهد نمود و «شک» و «تردید» در تحقق این مهم محلی از اعراب ندارد، در این رهگذر اما مگر نمی دانید مزدوران صهیونیستی با اقدامات کوته نگرانه و خوش خیالانه از طریق نفاق، کُند شدن این حرکت را آمال خویش قرار داده اند؟

 

چنانکه تجربه تلخ تحصن ششمین مجلس شورای اسلامی و نامه بی شرمانه خروج از حاکمیت خودفروختگان آن روزهای بهارستان در اذهان تاریخی ملت ایران گواه همین مسأله است. امروز نیز سران استکبار در راستای اجرای پروژه تضعیف نظام، تاکتیک اثرگذاری در مراکز تصمیم گیری را سرلوحه عملشان قرار داده اند لذا ورود چهار نفر –به زعم شما- در این مراکز می تواند تسهیل کننده تکمیل پازل دشمنان خارجی و دنباله های داخلیشان باشد –مگر اینکه جنابعالی بر تصمیم اشتباه خود در استعفای حمایتی از تحصن مجلس ششم پافشاری داشته و در پیشگاه حضرت حق دست انابت بلند نکرده باشید- مع الوصف این عبارات ساده لوحانه که "چهار نفر بیایند هیچ اتفاقی برای نظام نمی افتد" در شخصیت جایگاه مجری که می بایست مصالح عالی نظام و تشکیل مجلسی در طراز انقلاب اسلامی مدنظر داشته باشد، نیست.

 

سوم. آقای مهندس، در همان جلسه مذکور در توصیف نیاز{!} امروز کشور بیان کردید که «به شدت نیازمند کاهش شکاف ایجاد شده در کشور پس از حوادث انتخابات ۸۸ هستیم.» این مواضع عجیب یا حاکی از توهمی است که در ذهن خود پرورانده اید یا ترس از شکاف بین حق و باطل دارید؟ سخن درخصوص فتنه ۸۸ و ضربات اقتصادی سیاسی آن بسیار است و در این مجال نمی گنجد، تنها من باب یادآوری عرض می شود در اتفاقات پس از انتخابات سال ۱۳۸۸ و در تقابل حقی که به قانون تمکین می کرد و باطلی که حرمت شکنی ائمه اطهار(سلام الله علیها) را پیشه کرده بود، خیزش مردمی ۹ دی ماه نشان داد ملت ایران «یکپارچه» همچون گذشته بر اصول و ارزش های حق خویش استوار و پشتیبان مستحکم این نظام در تقابل با فتنه انگیزی سرسپردگان غرب در صحنه خواهند ایستاد.

 

تجلی ماندگاری این حماسه را نیز هر ساله در سالروز نهم دی ماه می توان یافت و اگر استاندار محترم در این اجتماعات حضور یابند به این نکات واقف می شوند. با نگاهی منصفانه و نه مغرضانه به وضوح می توان دریافت که حوادث سال ۸۸ موجب تحکیم پیوند مردم و نظام جمهوری اسلامی ایران شد نه شکاف!!! لذا شایسته است صراحت بیان و عمل داشته باشید و قاطعانه مانع سوءاستفاده معاندین کشور با استناد به جملاتتان شوید.

 

چهارم. در جمع هیات های اجرایی مراكز حوزه های انتخابیه دهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی بار دیگر دو پهلو و این بار با چاشنی تحریف اینگونه سخن به میان آوردید پس از این كه ایشان (پیامبر اسلام) به مدینه مهاجرت كرده و چند سال بعد توانستند مكه را فتح كنند، در حالی هزاران شمشیر زن خشمگین آماده گرفتن انتقام بودند، فرمودند كه امروز روز رحمت و گذشت است و اجازه انتقام گیری ندادند. استاندار گرامی؛ اگر تاریخ صدر اسلام را مبنای تحلیل امروز قرار می دهید ضروری است بار دیگر این گنجینه عظیم را تورق کنید و با مداقه بیشتری مطالعه بفرمایید.

 

پیامبر اکرم اسلام هنگام ورود به مکه تعدادی از قریش را نبخشیدند و حکم بر قتلشان دادند، علت امر نیز به گفته مورخان این بود که آنان کمر به تضعیف اسلام بسته بودند و از هیچ کوششی در این زمینه دریغ نکردند، حال آنکه قطعا جنابتان اذعان دارید جمهوری اسلامی ایران به منزله پیش قراول مسلمین حقیقی جهان تنها امید حق جویان و مظلومان عالم در مواجهه با مستکبرین است؛ بنابراین تضعیف جمهوری اسلامی، تضعیف اسلام ناب است. در ادامه نیز بیان کردید «امانت داری و گذشت دو درسی است كه انسان در كنار درس های فراوان دیگر از زندگی پیامبر اسلام(ص) می آموزد و در بررسی صلاحیت مورد توجه جدی باشند.» به این فرمایشتان باید این موجز را افزود که همه انبیای الهی در برخورد با دشمنان و عاملین آنها هیچ گونه مماشاتی نداشته و قاطعانه در برابر اهالی فتنه و قانون شکنان اقدام کردند. از مواضع حق خود ذره ای کوتاه آمدن در این باره پذیرفتنی نیست؛ چرا که خلاف قانون، خلاف شرع است.

 

پنجم. انتظار مومنین به انقلاب از بالاترین مقام اجرایی انتخابات در استان فارس، اجرای خط به خط، کلمه به کلمه قانون اساسی و عمل بر اساس نصّ صریح این قانون است. مطلوب آن است که جنابعالی با ابلاغ دستورات مناسب به هیات های اجرایی و فرمانداران، موشکافانه احراز صلاحیت ثبت نام کنندگان مجلس شورای اسلامی را نقشه راهتان قرار دهید و به جای پرداختن به جملات احساسی و بی فایده، «تسریع در روند بررسی صلاحیت افراد» را که این روزها به نظر می رسد از سرعت خوبی برخوردار نیست ابلاغ کنید تا از تایید فله ای افراد بدسابقه فتنه ۸۸ به عرصه انتخابات جلوگیری شود، زمان را مغتنم شمارید و با کاهلی و دست دست کردن هزینه عدم احراز صلاحیت ایشان را به گردن سایر نهادها نیاندازید. عملکرد درخور و مناسب در انتخابات در گرو تلاش بی وقفه، صراحت در عدم احراز صلاحیت مردودین فتنه و تسریع در روند فعالیت هیات های اجرایی است نه فرصت سوزی، تایید فله ای و اظهارنظرهای دوپهلو.

 

دامن دوست به دست آر و ز دشمن بگسل           مرد یزدان شو و فارغ گذر از اهرمنان

 

سایه مقام عظمای ولایت مستدام





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 29 آبان 1393 :: نویسنده : عباس توانا
اپیزود اول: سرکار خانم معصومه ابتکار، رئیس سازمان حفاظت از محیط زیست، سالها پیش و در سال 1389 زمانیکه رئیس کمیته محیط زیست شورای شهر تهران بود در مصاحبه هایی جداگانه از بنزین تولید داخل به عنوان عامل اصلی آلودگی هوای شهر تهران یاد کرده بود و پاک شدن هوای نامطبوع پایتخت را به توقف تولید بنزین در داخل و واردات این فراورده از خارج کشور منوط دانسته بود. این طرز فکر سرکار خانم ابتکار ادامه پیدا کرد تا اینکه با روی کار آمدن دولت تدبیر و امید، صندلی ریاست سازمان محیط زیست به وی واگذار شد. ابتکار اما طی یکسال گذشته شاید بیشترین موضع ‌گیری‌ و اظهار نظر را درباره آلوده بودن بنزین پتروشیمی‌ها داشته است به طوری‌ که او در اواخر خردادماه امسال با ابراز نگرانی{!} بیش از حد اعلام میدارد: "آلودگی هوای تهران به علت آلودگی بنزین ها است چرا که بنزین پتروشیمی ها سرطان زا است و تمام اسناد لازم مبنی بر آلوده بودن بنزین داخلی موجود است." همین اظهارنظر و فشارهای مکرر سازمان حفاظت از محیط زیست برای رفع آلودگی هوای تهران کافی بود تا زنگنه، وزیر نفت نیز تولید بنزین را در دستور کار عادی پالایشگاههای بنزین قرار دهد و کاستی بنزین را از طریق واردات بنزین استاندارد یورو4 –دقت کنید یورو4- جبران کند.

اپیزود دوم: نوبخت، سخنگوی دولت در مهرماه امسال در پاسخ به سوال خبرنگاری درخصوص سرطان زا بودن بنزین تولید داخل تصریح میکند: دولت قطعا سرطان زا بودن بنزین تولید داخل را نفی میکند. اما بلافاصله پس از انتشار این خبر، دفتر سخنگوی دولت با انتشار بیانیه ای ضمن تکذیب عدم آلودگی بنزین داخلی، منظور نوبخت را مربوط به بنزین توزیع شده –یا همان وارداتی- اعلام میکند و نه بنزین داخلی.

اپیزود سوم: از سوی دیگر در طی این مدتی که محیط زیست اصرار بر آلوده بودن بنزین پتروشیمی‌ها دارد مسئولان و مدیران شرکت ملی صنایع پتروشیمی، شرکت ملی پالایش و پخش فرآورده‌های نفتی و... منکر بالابودن میزان «بنزن» و آلوده بودن این بنزین‌های تولیدی هستند چنانچه هرکدام در اظهارات جداگانه ای به این مساله پرداخته اند:

*محمدحسن پیوندی، معاون مدیرعامل شرکت ملی صنایع پتروشیمی/۱۰ اردیبهشت ۹۳/خبرگزاری فارس: نکته مهم‌ تر آن است که این بنزین (بنزین پتروشیمی) اساسا در تهران توزیع نشده است که بتوان با آزمایش سوخت یا هوای تهران درباره آلایندگی آن اظهار نظر کرد.

*عباس شعری مقدم، مدیر عامل شرکت ملی صنایع پتروشیمی و معاون وزیر نفت در امور پتروشیمی/۳۱ فروردین ۹۳/خبرگزاری دانشجو: بنزینی که در داخل کشور تولید شده و تحویل داده‌ایم، در همان جنوب کشور مصرف می ‌شود و جنجال ‌های کنونی و ارتباط دادن آلودگی هوای تهران به بنزین داخلی کاملا بی‌مورد است/ تاکید می‌کنم که این بنزین در همان جنوب کشور به مصرف می‌رسد.

*شاهرخ خسروانی، قائم‌ مقام مدیرعامل شرکت ملی پالایش و پخش فرآورده‌های نفتی ایران/۲۶ بهمن ۹۲ /هفته نامه تجارت فردا: در مورد شهر تهران هم از ابتدا اصلاً بنزین پتروشیمی در این استان مورد استفاده قرار نمی ‌گرفت و بنزین پتروشیمی بیشتر در بعضی از استان‌های جنوبی استفاده شده است.

*عبدالحسین بیات، عضو هیات‌ مدیره شرکت ملی صنایع پتروشیمی و مدیرعامل سابق این شرکت/۲۶ بهمن ۹۲/خبرگزاری ایسنا: به دلایل اقتصادی بنزین تولیدی در پتروشیمی و پالایشگاه در همان استان تولیدکننده محصول و یا استان‌های همجوار مصرف می شود و تاکنون نشنیده ‌ام در پالایشگاه شهید تندگویان تهران گله ‌ای از کیفیت بنزین تولیدی پتروشیمی دریافتی داشته باشند.

*حمیدرضا کاتوزیان، رئیس پژوهشگاه صنعت نفت و رئیس سابق کمیسیون انرژی مجلس شورای اسلامی/۲۸ دی ۸۹/خبرگزاری مهر: در گذشته اعلام شد به دلیل بنزین پتروشیمی آلودگی هوای تهران زیاد شده است این در حالیست که این نوع بنزین در تهران مصرف نمی شود.

*مسعود میرکاظمی، رئیس کمیسیون انرژی مجلس شورای اسلامی و وزیر اسبق نفت/۲۶ دی ۸۹/همشهری آنلاین: اصلا بنزین این واحدها (بنزین پتروشیمی) در تهران مصرف نمی‌ شود که این بنزین را عامل آلودگی هوای تهران بدانند.

 اپیزود چهارم: همین اظهارات متناقض باعث شد تا قوه مقننه برحسب وظیفه نظارتی خود این مساله را پیگیری کند فلذا مجلس شورای اسلامی، کمیسیون بهداشت را مأمور بررسی جنجال ها پیرامون آلودگی بنزین معرفی میکند. سخنگوی این کمیسیون نیز در آبان ماه سال جاری در مصاحبه ای تلویزیونی بیان میدارد که: "پس از دو ماه بررسی و همکاری با دستگاههای نظارتی در مساله بهداشت، به این نتیجه رسیدیم که بنزین تولید داخل هیچ آلودگی که سرطان زا باشد، ندارد. وزارت بهداشت که متولی سلامت کشور است پس از آزمایشات خود به مجلس اعلام کرد که نه تنها بنزین داخلی آلودگی ندارد و استانداردهای قانونی را دارا است بلکه بنزینهای وارداتی برخلاف اعلام قبلی مسئولین مربوطه شاخص های یورو4 را هم ندارد." آذین، دبیر کمیسیون اصل نود نیز به این جنجال ها واکنش نشان داد و ضمن رد ادعای سرطان زا بودن بنزین های داخلی گفت: "هیچ سندی توسط محیط زیست به کمیسیون اصل 90 درباره اثبات آلایندگی بنزین پتروشیمی ارائه نشده است و در مقابل اسنادی که از پالایش و پخش به دست کمیسیون رسیده درست خلاف این ادعا را نشان می‌دهد و آلایندگی بنزین پتروشیمی را رد می ‌کند. آنچه سازمان بازرسی کل کشور، وزارت نفت و استاندارد اعلام کرده بنزین وارداتی؛ از حداقل استانداردهای یورو‌ 4 برخوردار بوده و حتی در مواردی بنزین وارداتی نتوانسته شاخص تعریف شده یورو ‌2 را نیز به دست آورد که آزمایشگاه‌های خارجی نیز صحت این موضوع را تثبیت کرده‌اند."(برخلاف قول وزیر نفت که در ابتدای متن آمده بود)

اپیزود پنجم: جدای از اینگونه اظهارات کارشناسانه که ادعای آلودگی بنزین را رد میکند و حتی موجب تشکیک در بنزینهای وارداتی نیز می گردد، بررسی هزینه تحمیل شده به کشور از طریق واردات این فرآورده خالی از لطف نیست؛ متوسط روزانه واردات بنزین در ۳ ماه پایانی سال گذشته به ترتیب برای ماه‌ های دی، بهمن و اسفند، ۹۸/۶ میلیون لیتر، ۲۱/۱۰ میلیون لیتر و ۱۴/۷ میلیون لیتر بود، این در حالی بود که واردات بنزین پیش از این به ‌صورت محدود – یعنی متوسط روزانه ۲میلیون لیت- صورت می‌گرفت. متوسط روزانه واردات بنزین در ۳ ماه نخست سال ۱۳۹۳ نیز در ماه فروردین ماه ۱۵۱/۸ میلیون لیتر، اردیبهشت ماه ۴۸۹/۵ میلیون لیتر و خرداد ماه ۶۰۹/۴ میلیون لیتر بود تا اینکه روند واردات این فرآورده نفتی با انتشار اسنادی مبنی بر پایین بودن کیفیت بنزین وارداتی به طور موقت، متوقف شد. از سوی دیگر به نوشته نشریه پلاتس، متوسط قیمت یک بشکه بنزین در بازار خلیج فارس در ماه‌های نخست سال ۲۰۱۴، معادل ۱۱۹ دلار بود. در حالی که وزارت نفت بابت هر بشکه بنزین، ۹ دلار بیش از نرخ بازارهای جهانی - ۱۲۸ دلار- پرداخت می‌کند. از سوی دیگر در حالی بنزین گران‌ تر از نرخ بازارهای جهانی وارد کشور می‌شود که هزینه تولید هر بشکه بنزین در واحدهای پتروشیمی معادل ۱۰۹ دلار است.  مع الوصف با یک حساب سرانگشتی به وضوح نمایان است که اصرار بر واردات بنزین بی کیفیت از سایر کشورها از سوی برخی مسئولین علاوه بر آنکه موجبات تهدید سلامت جامعه را به همراه داشته، هزینه های جبران ناپذیری را بر پیکره اقتصادی کشور وارد نموده.

اپیزود ششم: حال آنکه دلیل این همه اصرار معصومه ابتکار بر واردات این فرآورده، موضوعی است که تعجب همگان را بدنبال داشته، اصراری که علی الظاهر برخی از بستگان مسئولان منافعی در واردات بنزین دارند و حتی در همین زمینه سایت های مختلف خبری، مسئول وارادات بنزین را که توسط حجت الاسلام موسوی نژاد -عضو کمیسیون انرژی مجلس- از آن پرده برداشته شده  را «مهندس سید محمد هاشمی اصفهانی» همسر خانم دکتر ابتکار عنوان کردند. این موضوع جای بسی تامل دارد و نتیجه گیری در این مورد را به عهده خوانندگان می گذاریم...

 اما نگارنده اصرار مسئولین ذی ربط را در این موضوع ناشی از عدم اطلاعات کافی و کارشناسی میداند که در طول این یکسال و اندی در کارنامه مواضع سازمان حفاظت از محیط و زیست دیده می شود، این سازمان به جای اینکه به کاهای اصلی خود بپردازد، وارد کارهای حاشیه ‌ای شده، سلامت مردم را به بازی می‌ گیرد و موجب تشویش اذهان عمومی می‌شود. البته همه این اتفاقات قابل پیش‌بینی بود؛ چرا که معصومه ابتکار دارای پیشینه سیاسی مشخصی است که نشان می‌دهد او تا چه اندازه با سران طیف افراطی اصلاحات و همچنین بدنه فتنه ارتباط دارد و سازمان متبوع خود را به مکانی برای پیشبرد اهداف این جریانات تبدیل کرده است. در همین مدت حدود یک سال و نیم فعالیت جدید او در این سازمان، به جای ارائه گزارش‌ هایی درباره خطراتی که سلامت مردم را تهدید می ‌کند و تلاش برای وضع قوانینی در راستای حمایت از جان مردم ایران، سازمان حفاظت از محیط زیست به یک پاتوق سیاسی برای ایجاد یک جنگ روانی تبدیل شده است؛ پاتوقی که از شایعه آلوده بودن بنزین تولید داخل تا دروغ بزرگ سرطان‌ زا بودن امواج پارازیت، همگی در آن ساخته می‌شود.

اپیزود هفتم: در هفته گذشته آلودگی هوای تهران بار دیگر به مرز هشدار رسید و محمد رستگاری، معاون نظارت و پایش محیط‌ زیست استان تهران از قرار گرفتن شهر تهران در وضعیت هشدار خبر داد و گفت: براساس اطلاعات رسیده از ایستگاه‌های سنجش ‌آلودگی هوا، شاخص کیفیت هوا در وضعیت ناسالم می ‌باشد. اما این هشدار گویا برای آنهایی که در این مدت به واردات بنزین مشغول بودند به یک خبر عادی جلوه کرد و حتی هیچ یک از روزنامه‌ها و رسانه‌هایی که مدتی سرطان زا بودن بنزین داخلی را تیتر اصلی خود قرار داده بودند، خبری درباره وضعیت آلودگی هوا منتشر نکردند. مسئولین دولتی نیز همچون این رسانه‌ها نسبت به وضعیت آلودگی هوا بی ‌توجه بوده و نه تنها جلسه‌ای در دولت برای بررسی وضعیت هوا تشکیل نشد، بلکه مسئولان مربوطه نیز در واکنش به این ماجرا تنها سکوت اختیار کردند.

در آخر اما لازم است مسئولین دولتی در اجرای مسئولیت خود به دور از حب و بغض های سیاسی عمل کرده و سلامت مردم را بازیچه منافع حزبی خود قرار ندهند و در مشورت های خود بیشتر از مشاورین متخصص بهره برند تا حلقه خانوادگی. امری که در مساله بنزین مغفول ماند....





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


حضرت ارباب (علیه السلام) در مناجاتش با باری تعالی در جوار قبر پیامبر (صلی الله علیه و آله):

« أللهُم اِنی اُحِبُ المَعرُوفَ وَ اُنکرُ المُنکرَ وَ اَنَا اَسألُک یا ذَاالجَلالِ وَ الا کرامِ بِحَق القَبرِ وَ مَنْ فیهِ اِلا اخْتَرْتَ لی ما هُوَ لَک رِضی وَ لِرَسُولِک رِضی »
خدایا من معروف را دوست می دارم و منکر را زشت می شمارم . ای خدای بزرگوار و صاحب کرم ! به حق این قبر و مدفون در آن از تو می خواهم راهی و سرنوشتی برایم برگزینی که رضای تو و پیامبرت در آن باشد.






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


اگر به تقویم روی دیوار یا روی میزتان نگاه کنید، متوجه می‌شوید امروز ششم آبان ماه است؛ روزی که دقیقا 12 سال پیش، رهبر انقلاب در یک نامه، مانیفست و خط مشی جنبش دانشجویی را مشخص کردند و ضمن انتقاد از برقراری مسابقه رفاه‌طلبی در میان مسئولان کشور، "عدالت‌خواهی" را اصل انتظار مردم از دانشجویان عنوان کردند.

پیام مقام معظم رهبری به جنبش دانشجویی برای پیگیری عدالت، نقطه عطف تغییر در گفتمان عمومی حاكم بر كشور و نقطه عطف حركت جریان دانشجویی اسلامگرا بود و این پیام با گشودن راهی جدید در زمان سیطره غربگرایی و سیطره نگاه‌های تقلیل یافته به دین و نگاه‌های انجمن حجتیه‌ای در محافل مذهبی، فضایی جدید را ایجاد كرد و برخی كلیشه‌های عادی جریان اسلامگرا را شكست

با وجود گذشت بیش از یک دهه از انتشار این پیام، محتوای آن همچنان زنده و مهمترین راهنمای حركت جمعی جریان اسلامگرا و جنبش دانشجویی است. گفتمان عدالت با راهنمایی مقام عظمای ولایت و بلند شدن پرچم عدالت به وسیله جوانان مسلمان دانشگاهی بر كشور ما حاكم شد، اما این گفتمان محدود در شخص یا گروه خاصی نیست و ادامه آن مستلزم عمیق شدن در مورد بی‌عدالتی‌ها و مفاسد ساختاری است

بررسی تحلیلی پیام رهبر انقلاب مشخص می‌کند که جنبش دانشجویی مسلمان باید به فكر حل معضلات فكری مقابل تحقق گفتمان عدالت در ساختارهای حاكمیت باشد و دانشجویان مسلمان باید با هدف قراردادن عدالت و با پرهیز از ماندن در مصداق‌ها به اصلاح ساختارهایی بپردازد كه به بازتولید مفاسد در كشور دامن می‌زند.

متن پیام مقام معظم رهبری در 6 آبان  1381 خطاب به به‌ دومین‌ همایش‌ سراسری‌ «جنبش‌ دانشجویی‌؛ گذشته‌، حال‌، آینده‌» به شرح زیر است:

 بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم‌

 جوانان‌ و دانشجویان‌ عزیز

 در این‌ گردهمائی‌ دانشجویی‌ مجموعه‌های‌ متعددی‌ از دانشجویان‌ شركت‌ كرده‌اند. این‌ نقطه‌ی‌ روشن‌ دیگری‌ است‌ كه‌ جذابیت‌ طبیعی‌ گردهمایی‌های‌ دانشجویی‌ را مضاعف‌ می‌سازد.

 دانشجوی‌ متعهد و آگاه‌ از پیش‌ از انقلاب‌ تاكنون‌ همواره‌ در جستجوی‌ مهمترین‌ مسائل‌ جاری‌ كشور بوده‌ است‌. او با انگیزه‌ی‌ آگاهی‌ و نشاطی‌ كه‌ لازمه‌ی‌ محیطهای‌ دانشجویی‌ است‌ در پی‌ آن‌ است‌ كه‌ آرمانهای‌ والا و تعهدآور خود را در پیگیری‌ این‌ گونه‌ مسائل‌ جستجو كند و در راه‌ تحقق‌ آن‌ گام‌ نهد. این‌ نیز خصوصیت‌ طبیعی‌ دیگری‌ برای‌ محیطهای‌ دانشجویی‌ است‌.

 امروز سرآغاز فهرست‌ بلند مسائل‌ كشور مسئله‌ی‌ عدالت‌ است‌. دانشجوی‌ جوان‌ اگرچه‌ خود برخاسته‌ از قشرهای‌ مستضعف‌ جامعه‌ هم‌ نباشد، به‌ عدالت‌ اجتماعی‌ و پر كردن‌ شكافهای‌ طبقاتی‌ به‌ چشم‌ یك‌ آرزوی‌ بزرگ‌ و بی‌بدیل‌ می‌نگرد.

 این‌ احساس‌ و انگیزه‌ در دانشجو پر ارج‌ و مبارك‌ است‌ و می‌تواند پایه‌ی‌ قضاوتها و برنامه‌های‌ عملی‌ او برای‌ حال‌ و آینده‌ باشد. اگر عدالت‌ ــ عدالت‌ واقعی‌ و ملموس‌ و نه‌ فقط سخن‌ گفتن‌ از عدالت‌ ــ آرزو و آرمان‌ و هدف‌ برنامه‌ریزی‌هاست‌، پس‌ باید هر پدیده‌ی‌ ضدعدالت‌ در واقعیات‌ كشور مورد سؤال‌ قرار گیرد.

 مسابقه‌ی‌ رفاه‌ میان‌ مسؤولان، بی‌اعتنایی‌ به‌ گسترش‌ شكاف‌ طبقاتی‌ در ذهن‌ و عمل‌ برنامه‌ریزان‌، ثروت‌های‌ سربرآورده‌ در دستانی‌ كه‌ تا چندی‌ پیش‌ تهی‌ بودند، هزینه‌ كردن‌ اموال‌ عمومی‌ در اقدامهای‌ بدون‌ اولویت‌، و به‌ طریق‌ اولی‌ در كارهای‌ صرفا تشریفاتی‌، میدان‌ دادن‌ به‌ عناصری‌ كه‌ زرنگی‌ و پررویی‌ آنان‌ همه‌ی‌ گلوگاههای‌ اقتصادی‌ را به‌ روی‌ آنان‌ می‌گشاید، و خلاصه‌ پدیده‌ی‌ بسیار خطرناك‌ انبوه‌ شدن‌ ثروت‌ در دست‌ كسانی‌ كه‌ آمادگی‌ دارند آنرا هزینه‌ی‌ كسب‌ قدرت‌ سیاسی‌ كنند و البته‌ با تكیه‌ بر آن‌ قدرت‌ سیاسی‌ اضعاف‌ آنچه‌ را هزینه‌ كرده‌اند گرد می‌آورند.

 اینها و امثال‌ آن‌ نقطه‌های‌ استفهام‌ برانگیزی‌ست‌ كه‌ هر جوان‌ معتقد به‌ عدل‌ اسلامی‌ ذهن‌ و دل‌ خود را به‌ آن‌ متوجه‌ می‌یابد و از كسانی‌ كه‌ مظنون‌ به‌ چنین‌ تخلفاتی‌ شناخته‌ می‌شوند پاسخ‌ می‌طلبد و همچنین‌ در كنار آن‌ از دولت‌ و مجلس‌ و دستگاه‌ قضایی‌ عملكرد قاطعانه‌ برای‌ ریشه‌كن‌ كردن‌ این‌ فسادها را مطالبه‌ می‌كند.

 امروز این‌ مهمترین‌ و مطرح‌ترین‌ مسئله‌ی‌ كشور ماست‌ و نسل‌ جوان‌ دانشجوی‌ متعهد و مؤمن‌ نمی‌تواند نسبت‌ به‌ آن‌ بی‌تفاوت‌ بماند.

 توفیقات‌ همگان‌ را از خداوند متعال‌ خواستارم‌.

 والسلام‌ علیكم‌ و رحمه‌ الله‌

سیدعلی‌ خامنه‌ای

 




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 24 مهر 1393 :: نویسنده : عباس توانا

قریب به دو سال می گذرد که جریانی موسوم به گروهک تروریستی داعش با افکاری که از جریان فکری صهیونیست برخاسته بر آن است تا به مقابله با «مقاومت» و «اسلام» بپردازد و در این رهگذر، از هیچ کوششی برای ضربه زدن به کشورهایی که سر تعظیم در برابر استکبار جهانی فرود نمی آورند، دریغ نکرده و نه تنها کوچکترین تهدیدی علیه زاده نامشروع صهیونیسم جهانی -رژیم صهیونیستی به عنوان پیاده نظام مبارزه با اسلام- از خود ابراز نکرده بلکه در شاهکاری، فتوای حرمت مبارزه علیه این رژیم را نیز صادر کرده است. همین یک نکته مبین آن است که زادگاه این گروهک تروریستی کجاست؟ و آخور داعش در راستای اهداف شوم چه کشورهایی تغذیه می شود؟ علاوه بر این، آموزش رهبران داعش و در رأسشان «ابوبکر البغدادی» در پایگاههای نظامی آمریکا بر کسی پوشیده نیست چنانچه اولین پایگاه آموزشی داعش در اردن متعلق به آمریکا بود.

زادگاه داعش و اهداف آن موضوعی نیست که در این وجیزه به آن خواهیم پرداخت –چرا که در شماره های پیشین، این موضوع را مبسوط شرح داده ایم- اما آنچه که در روزهای اخیر شاهد آن هستیم، تشکیل ائتلافی با عنوان «ائتلاف ضد داعش» است؛ ائتلافی که پس از ائتلاف های «ضد طالبان» و «ضد صدام»، سومین پروژه ائتلاف بین المللی است که توسط آمریکا راه اندازی شده است. مع الوصف «اهداف پنهان کشورهای مؤتلف» و «میزان موفقیت این اهداف» موضوعی است که نگارنده قصد دارد در این نوشتار به آن بپردازد؛ اما پیش از آن، تأملی بر سیاستهای آمریکا و کشورهای عرب متحد آمریکا در منطقه نشان می دهد که سیاستهای اعلامی این کشورها همان سیاستهایی نیست که اعمال می کنند، در واقع سیاستهای اعلامی با سیاستهای اعمالی از طرف آنها تفاوتهای آشکار و گاهاً تضاد با هم را نمایانگر است که مثالهای بسیاری در این خصوص می توان نام برد مثل «سیاست صلح در سوریه» -که منجر به افزایش تنش شد- یا «حمله نظامی به عراق» به بهانه مبارزه با تروریسم یا... خیلی مثالهای دیگر که مؤید این موضوع است. از همین رو، سیاستهای ائتلاف ضد داعش نیز در عمل همان سیاستهای اعلامی از سوی کشورهای عضو نیست و تحولات منطقه ای حاکی از سیاستهای پنهان و پشت پرده ای است که ائتلاف ضد داعش به دنبال آنهاست؛

1-      از سال 2000 طرحی با عنوان «خاورمیانه جدید» از سوی آمریکا کلید خورد که در پی مهره چینی جدیدی بر هندسه سیاسی منطقه بود؛ جنگ با طالبان و القاعده(اشغال افغانستان)، جنگ با رژیم بعثی صدام(اشغال عراق)، جنگ با حزب الله، جنگ با حماس در غزه، جنگ نیابتی در سوریه و موج سازی از طریق جریان تکفیری، همه و همه در راستای تشکیل «خاورمیانه جدید» رقم خورد که البته نتوانست هدف های موردنظر را تحقق بخشد و با شکست و ناکامی مواجه شد. سناریوی «ائتلاف ضد داعش» نیز با توجه به تحولات ضد استکباری جدیدی که در منطقه اتفاق افتاد، آخرین راهبرد استکبار جهانی و در رأس آن آمریکا بود که تمام تلاش خود را در رسیدن به «خاورمیانه جدید» در پرتو عمل به آن بکار بسته است و با توسل به این ائتلاف در پی تعبیر خواب خود در تحقق «خاورمیانه جدید» است. 

2-      در سالهای گذشته موجی در کشورهای منطقه ظهور و حضور پیدا کرده که مقاومت در برابر حکمرانی کشورهای غربی-آمریکایی و استقلال سیاسی را اولویت فعالیتهای خود قرار داده که توسعه این جریان مانعی است برای منافع آمریکا در منطقه فلذا کشورهایی که منافعشان در برابر این جریان زیر سؤال رفته بود ابتدا با تشکیل «داعش» بدنبال مبارزه با گفتمان مقاومت چه از طریق مقابله سخت و چه نرم –با تضعیف چهره اسلام در افکار عمومی- تمام ابزار خود را به کار بستند اما استراتژی «تشکیل داعش» برعکس نتیجه داد و دو اتفاق بسیار برجسته به نفع مقاومت رخ داده است؛ یکی قوی تر شدن جبهه مقاومت با زمین گیر کردن جریان تکفیری در لبنان، القصیر و آمرلی عراق بود که مقاومت توانست نفوذ راهبردی بیشتری در منطقه پیدا کند و دیگری عملکرد وحشیانه داعشی ها و تروریسم تکفیری و مقابله حزب الله و نیروهای گفتمان مقاومت با این جریان که سبب شد تصویری مثبت و امنیت ساز در افکار عمومی منطقه و جهان نسبت به جریان مقاومت در مقایسه با داعشی ها ایجاد شود به گونه ای که افکار عمومی جهان، مقاومت بویژه جمهوری اسلامی ایران –خط مقدم مبارزه با تروریسم- را به عنوان «منجی ملت ها» به حساب آوردند. همه اینها در حالیست که سناریوی غرب و بویژه آمریکا و رژیم صهیونیستی از تشکیل و راه اندازی داعش، "مخدوش ساختن چهره اسلام به عنوان نماد خشونت در افکار عمومی" بود تا از این طریق جریان مقاومت در منطقه را به زوال برساند. با این اوصاف طنز تلخ مسأله آنجاست که کشورهای حامی داعش که در طول سالیان اخیر از کوچکترین کمک رسانی مادی و معنوی به این گروهک تروریستی دریغ نکرده اند، زمانی که اهدافشان را از تشکیل داعش بر باد رفته دیدند، پروژه جدیدی را اغاز نموده و خود را دلسوز کشورهای درگیر داعش معرفی کردند تا از این طریق علاوه بر منحرف ساختن افکار عمومی جهان از نقش خود در تشکیل گروهکهای تروریستی، بتوانند با ورود نظامی در منطقه در جهت تضعیف گفتمان مقاومت قدم بردارند. 

3-      از دیرباز، آمریکا به جهت نفوذ در خاورمیانه و استفاده از پتانسیل های جفرافیایی و سیاسی این منطقه، استراتژی را تحت عنوان «هرج و مرج سازنده» که بر اساس آن در کشورهایی که کارکرد متضاد با منافع آمریکا دارند، ورود کرده و از طریق بی ثباتی هدایت شده -که با ابزارهای گوناگون رسانه ای و به کارگیری بازیگران مختلف داخلی و خارجی همراه است- منافع خود را بدست می آورد. بنابراین آمریکا پس از شکست سیاستهایش در سوریه و ناکامی اش در عراق به تقویت رویکرد خود در تداوم اجرای تئوری «هرج و مرج سازنده» در حوزه جغرافیای مقاومت پرداخت فلذا ابتدا تشکیل داعش را برای این منظور نیز پی ریزی کرد اما با شکست این طرح، پروسه ضد داعش را آغاز نموده تا ازاین طریق با بی ثباتی در عراق و سوریه به منافع خود نیل کند. 

4-      سوال اساسی این است که آیا این ائتلاف می تواند انتظارات طراحانش را برآورده سازد؟ بی شک پرچمدار مبارزه با جریان های تکفیری، خاصه داعش، جمهوری اسلامی ایران است و کشورهای درگیر داعش همواره به نقش بی بدیل و غیر قابل انکار ایران در مبارزه با گروهکهای تروریستی اذعان کرده اند، حال آنکه نبود ایران در ائتلافی با هدف مبارزه با داعش{!} چالشی مهم در ناتوانی این کشورها به جهت مقابله با داعش را بدنبال دارد بنابراین با توجه به موقعیتی که جمهوری اسلامی ایران در منطقه و افکار عمومی پیدا کرده است و همچنین قدرت یابی جبهه مقاومت و شکل گیری مبارزه بومی و مردمی در جغرافیای مقاومت، ائتلاف ضد داعش نه تنها قادر به تضعیف راهبردی محور مقاومت نیست بلکه برعکس عدم حضور محور مقاومت در مبارزه با داعش پاشنه آشیل ائتلاف محسوب میشود.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 25 شهریور 1393 :: نویسنده : عباس توانا
تأملی در روند شکل گیری، اهداف و عوامل پشت پرده "دولت اسلامی عراق و شام(داعش)"

دانلود




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


مختصری در باب «اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی»

رهبر معظم انقلاب (مدظله العالی) در نخستین لحظات سال 1393 ، امسال را با درنظر گرفتن سیاست های کلی نظام؛ سال «اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی» نامگذاری کردند، اولین نکته ای که پس از شنیدن نام سال در ذهن متبادر می شود، اقتصادی بودن آن برای ششمین سال متوالی و تاکید مجدد و چندباره رهبر انقلاب بر لزوم توجه ویژه مردم و مسئولین به عرصه اقتصاد و فرهنگ است. اما چرا امسال رهبر انقلاب اقتصاد و فرهنگ را در کنار یکدیگر مهم دانستند؟ در این وجیزه اختصارا به اهمیت فرهنگ در رشد اقتصادی می پردازیم:

یکم: در خصوص اهمیت اقتصاد، به خصوص در سال های اخیربسیار شنیده ایم اما مبحث مغفول مانده در این میان، ارتباط «فرهنگ و اقتصاد»  و تاثیرپذیری این دو از یکدیگر است. بنا بر گفته بزرگان اقتصادی کشور و جهان؛ نقطه شروع تحول اقتصادی، اثرگذاری فرهنگی است و فرهنگ و اقتصاد دو عرصه جدا نیستند چرا که هر دو رفتارهای انسانی را مورد بررسی قرار داده و نمی توان گفت که ساحت های انسانی پاره پاره و جدای از یکدیگرند. شاید بخشی از آسیب هایی که در سه دهه اخیر انقلاب اسلامی هم در عرصه اقتصاد و هم در عرصه فرهنگ داشته ایم ناشی از عدم توجه به ارتباط این ها بوده است مثلا تئوری اقتصادی رفتار مصرف کننده می گوید با گران شدن و بالا رفتن قیمت اجناس، مصرف کننده تقاضای کمتری برای خرید محصول از خود نشان می دهد. اما به وضوح شاهد آن هستیم که اگر در کشورمان بحران قیمتی کالایی پدید آید –بر فرض روغن- و قیمت آن بالا رود، هجوم و حرص مردم برای خرید آن کالا بیشتر می شود. چنین می شود که فرهنگ مصرفی غلط ما این فرصت را به برخی سرمایه داران سودجو می دهد تا هرگونه بخواهند قیمت محصولات را تغییر دهند.

آنچه مهم است آنکه اگر اقتصاد را از فرهنگ جدا ببینیم، قطعا شناخت درستی از هویت انسانی نخواهیم داشت و این، آسیب ها و هزینه های زیادی روی دست ما قرار خواهد داد.

دوم: از طرف دیگر تقریبا تمام کشورهایی که در سالیان گذشته رشد اقتصادی کرده اند، رشد اقتصادی شان را ناشی از رفتارهای انجام شده توسط تک تک آحاد و مردم آن کشور؛ در رفتار مصرفی، در وجدان کاری و ... میدانند. به این مفهوم ما باید بگوییم که اساس ارتقای شاخصه های اقتصادی، تصحیح نگرش ها و رفتارها است  که نیازمند عزم ملی مردم و مدیریت جهادی مسئولین است. مثلا اگر می خواهیم دستمزد کارگران افزایش پیدا کند، ابتدا باید فرهنگ کار را ساخته باشیم؛ هم در کارآفرین، هم در کارفرما و هم در کارگر. فلذا بسترسازی اقتصادی نیازمند زمینه ای از جنس ابزار فرهنگی و کار فرهنگی است. کار فرهنگی در عرصه اقتصاد یعنی ساختن آن شاکله ها که می خواهد به یک مجموعه از رفتارهای مطلوب اقتصادی منجر بشود. حالا اسم آن، رشد اقتصادی باشد، بهره وری اقتصادی باشد یا ثبات اقتصادی.

سوم: در سال های گذشته نیز، تلاش های بسیاری در زمینه مدل سازی اقتصاد ایران بر اساس الگوی ایرانی-اسلامی پیشرفت صورت گرفته، مقالات علمی گوناگونی به چاپ رسیده و حتی مورد تایید بنگاه های علمی جهان قرار گرفته اما ضعف کار آنجاست که ما به خوبی مدل سازی کرده ایم اما رفتار سازی نه. آن وقت است که مدل اقتصادی خمس را داریم ولی بچه مسلمان های ما خمس نمی دهند. مع الوصف تاکیدات مقام معظم رهبری به اقتصاد اولا و بالذات فرهنگی است. به دلیل اینکه اگر ایشان می خواست صرفا ورود اقتصادی پیدا کند، نیاز نبود در عمومی ترین باکس صدا و سیما که سخنرانی های پس از تحویل سال نو است، این بحث ها را مطرح بکنند. این نشان دهنده این است که ایشان اتفاقا با حوزه مردمی و فرهنگ عمومی مردم کار دارند و اِلا سیاست ها و راهبردهای مقام معظم رهبری می تواند توسط یک نوشته ای به هیئت دولت ابلاغ بشود و یا به کمیسیون اقتصادی مجلس...





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 2 دی 1392 :: نویسنده : عباس توانا


آری، هنوز هم در این سیاره ی رنج، معجر از سر فرزندان پیام بر می کشند و برابر اقامه نماز، صف آرایی می کنند. و کجاست آنکه باور کند که همه روزها عاشوراست و همه زمین ها کربلا؟

یا حسیـــــــــــــــــــن




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


نگاهی خلاصه وار به مفاد توافقنامه ژنو// بالأخره مذاکرات تیم هسته‌ای کشورمان با 1+5 پس از چند روز تلاش فشرده و گفتگوهای طولانی  با امضای توافقنامه به پایان رسید و بلافاصله بیانیه‌ای - که به گفته منابع غربی تدوینش نبرد کلمه‌ها بود - منتشر شد. همین مقدار تلاش و جدیت برای احقاق حق مردم در مقابل حریفانی زورگو و باج‌خواه، جای تشکر دارد و مردم - صرفنظر از نتیجه -  این کوشش‌ها را فراموش نمی‌کنند چنانچه استقبالی در خور عملکردشان از تیم مذاکره کننده بعمل آمد اما درخصوص توافقنامه و مفاد آن گفتنی هایی است که در این وجیزه به چند مورد از آن اشاره خواهد شد:

اول: پس از اتمام مذاکرات و امضای توافقنامه از سوی طرفین، دکتر روحانی ریاست محترم جمهور نامه ای را خطاب به رهبر معظم انقلاب نوشتند و به نوعی « به رسمیت شناخته ‌شدن حقوق هسته‌ای ایران» را به معظم له تبریک گفتند که مقام معظم رهبری در جواب نامه ایشان با تاکید بر اینکه « ایستادگی در برابر زیاده خواهی ها همواره باید شاخص خط مستقیم حرکت مسئولان این بخش باشد» فرمودند: « دستیابی به آنچه مرقوم داشته‌اید، در خور تقدیر و تشکر از هیأت مذاکرات هسته‌‌ای و دیگر دست‌اندر‌کاران است و می‌تواند پایهٔ اقدامات هوشمندانهٔ بعدی قرار گیرد.» پس از این نامه از سوی رهبر معظم انقلاب، این تصور در اذهان خیلی ها پیش آمد که عملکرد تیم مذاکره کننده چون مورد تشکر رهبر انقلاب قرار گرفته، پس الزاما توافق با نظر مستقیم ایشان بوده نباید از آن انتقاد کرد. در این باره توجه به سخنان چند روز قبل رهبر انقلاب در جمع بسیجیان در مصلی تهران ضروری است که ایشان ضمن تاکید بر اینکه در جزییات مذاکرات دخالتی ندارند، بر مشی عمومی خود که حمایت از دولت های مختلف است تاکید کردند و فرمودند: «بنده اصرار دارم بر حمایت از مسئولانى كه اجراى كار برعهده‌شان است، از همه‌ى دولتها بنده حمایت میكنم، از مسئولان - مسئولان داخلى، مسئولان خارجى - حمایت میكنم و وظیفه‌ى ما است ... لذا اینها به كمك احتیاج دارند، من هم كمكشان میكنم، حمایتشان میكنم ... ما البتّه در جزئیّات این مذاكرات مداخله نمیكنیم.»

پر واضح است که رهبر انقلاب همانطور که همواره مشی خود را حمایت از سیاستهای دولت در نظر گرفته اند، به لزوم نقد عملکرد دولت از سوی اقشار مختلف مردم بارها و بارها اشاره نمودند و این مهم را در دولت های پیشین نیز ثابت کرده اند چنانچه از میان صدها و صدها نمونه به ذکر یک نمونه بسنده می کنیم: بازخوانی توافق سعد آباد در ده سال قبل به خوبی نشان می دهد که آیا انتقادات امروز بر سر مفاد توافقنامه ژنو اقدام بجایی است یا خیر؟

 مهرماه 1382 وقتی مذاکرات سعد آباد انجام شد، جمع کثیری از نیروهای انقلابی به نتیجه آن مذاکرات اعتراض داشتند، در همین حال در آن برهه رهبر معظم انقلاب در 11 ابان 1382 با تایید اقدام صورت گرفته در سعد آباد فرمودند: «کارى که مسؤولان کردند، کار درستى بود. البته این آغازِ قضیه است و کار تمام نشده است. اگر ادامه این کار به همین روالى که تاکنون طرّاحى شده، ادامه پیدا کند، هیچ ایرادى ندارد؛ اما اگر قرار باشد دشمنان یا مراکز قدرت، فزون‏خواهى کنند و سنگر به سنگر جلو بیایند و ما هم عقب‏نشینى کنیم، این مى‏شود تسلیم، که به هیچ‏وجه درست نیست و اجازه چنین کارى هم داده نخواهد شد

در واقع رهبر انقلاب ضمن حمایت از سیاست های تیم مذاکره کننده وقت، شرط درستی کار را «عدم تسلیم پذیری»، «ایستادگی در برابر غرب» و «لزوم قاطعیت در رفتار» دانستند و امضای توافق نامه را به تنهایی آغاز قضیه بیان کردند.

 لذا در ادامه روند عملکرد تیم مذاکره کننده دولت اصلاحات بگونه ای بود که حسن روحانی در سال 84 در نامه به البرادعی، خود به نقد عملکرد تیم مذاکره کننده هسته ای تحت مدیریت خویش پرداخت و نوشت: « با گذشت یک سال دیگر و با انجام بیش از یک هزار روز از سخت‌ترین بازرسی‌ها، مدیرکل در بند 112 گزارش نوامبر سال 2004 خود، مجدداً تأکید کرد که "تمامی مواد هسته‌ای اعلام شده در ایران مورد حسابرسی قرار گرفته و بنابراین، چنین موادی به سوی فعالیت‌های ممنوعه منحرف نشده‌اند". متأسفانه، در مقابل اگر نگوییم هیچ، ایران مابه‌ازای بسیار اندکی دریافت کرد و بارها اقدامات اعتمادساز خود را افزایش داد و تنها در عوض آن، با قول‌های انجام نشده و درخواست‌های بیشتر روبه رو شد.» (صفحه 582کتاب امنیت ملی و دیپلماسی هسته ای، خاطرات دکتر حسن روحانی)

 

این روند منجر شد تا رهبر انقلاب در 13 دی 1386 و پس از اتمام کار دولت قبل -توجه کنید که اتمام دوره دولت وقت- در جمع دانشجویان استان یزد تاکید کنند: «من همان وقت هم در جلسه‌ى مسئولین - كه از تلویزیون پخش شد - گفتم اگر چنانچه بخواهند به این روند مطالبه‌ى پى‌درپى ادامه بدهند، بنده خودم وارد میدان میشوم؛ همین كار را هم كردم. بنده گفتم كه بایستى این روند عقب‌نشینى متوقف شود و تبدیل بشود به روند پیشروى، و اولین قدمش هم باید در همان دولتى انجام بگیرد كه این عقب‌نشینى در آن دولت انجام گرفته بود؛ و همین كار هم شد.»

ایشان در 3 مراد 1391 نیز با اشاره به این مساله فرمودند: «عقب‌نشینى‌ها آنها را گستاخ‌تر كرد، طلبكارتر كرد. یك روزى بود كه مسئولین ما قانع بودند كه اجازه بدهند ما ۲۵ سانتریفیوژ در كشور داشته باشیم؛ آنها گفتند نمیشود! اینها قانع شدند كه ۵ تا سانتریفیوژ داشته باشیم؛ باز هم گفتند نمیشود! مسئولین ما قانع شدند كه ۳ تا سانتریفیوژ داشته باشیم؛ باز هم گفتند نمیشود! امروز گزارش را شنیدید، یازده هزار سانتریفیوژ داریم! اگر ما آن عقب‌نشینى‌ها را، آن انعطافها را ادامه میدادیم، امروز از پیشرفت هسته‌اى كه هیچ خبرى نبود.» 

از این رو بدیهی است در شرایط کنونی که رهبر معظم انقلاب در پاسخ به نامه رییس جمهور، با تاکید بر اینکه «آنچه رییس جمهور مرقوم داشته است»، از فعالیت های تیم مذاکره کننده هسته ای تشکر کرده اند، بخش دوم آن که «ایستادگی در برابر زیاده خواهیها همواره باید شاخص خطّ مستقیم حرکت مسئولان این بخش باشد» مورد مطالبه قرار گرفته فلذا این که عده ای انتقادات وارد بر توافق صورت گرفته را خلاف منویات رهبر انقلاب بخوانند حرف بیهوده ای بیش نیست چرا که قدردانی از تلاش دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران خصوصاً تیم مذاكره ضروری است و انتقادات صورت گرفته هرگز به معنای نادیده انگاشتن زحمات دوستان نیست، بلكه برای اصلاح نواقص و خدمت بهتر به مردم بزرگوار ایران است.

دوم: آقای روحانی در نشست خبری خود در نهاد ریاست جمهوری که ساعاتی بعد از اتمام مذاکرات انجام شد، گفت: «در متن این توافق به صراحت آمده که ایران غنی‌سازی خود را انجام خواهد داد و به همین دلیل من به ملت ایران اعلام می کنم که فعالیت غنی‌سازی ایران به همان صورت سابق ادامه می‌یابد.»

 محمد جواد ظریف نیز در نشست خبری خود در ژنو در این باره اعلام کرد: «مهم‌ترین بخش تفاهم به رسمیت شناختن غنی‌سازی ایران است.»

 اما بلافاصله، جان کری وزیر خارجه امریکا در نشست خبری خود، تفسیر دولت این کشور از توافق 1+5 با ایران را این چنین اعلام کرد: «در این توافق، حق غنی‌سازی برای ایران به رسمیت شناخته نشده است ... طبق توافق ما، جلوی پیشرفت و توسعه برنامه هسته ای ایران از اکنون گرفته خواهد شد ... من در کنگره به تحریم های ایران رأی دادم و هدف این تحریم‌ها به پای میز مذاکره کشاندن ایران بود.»

 حال سوال اینجاست که مگر یک توافقنامه واحد امضا نشده است؟ چرا از یک توافق، قرائت های گوناگون می شود؟ و آیا توافقنامه بیش از یک ساعت دوام نیاورده؟ اصلا آیا «حق غنی سازی» ایران به رسمیت شناخته شده یا خیر؟

طبق نص صریح معاهده npt –منع گسترش سلاحهای هسته ای- که جمهوری اسلامی ایران آن را امضا کرده و عضو آن به حساب می آید می بایست «کشورهای عضو این پیمان می توانند بدون هیچ محدودیت خاصی تا جایی که غنی سازی اورانیوم آنها به سمت ساخت سلاح هسته ای منحرف نشود به غنی سازی بپردازند» اما در توافقنامه ژنو برخلاف بند چهار معاهده npt از حق غنی سازی اورانیوم ایران به صورت «محدود» و بنا بر توافقات طرفین در آینده سخن به میان آمده است و حتی میزان 20% غنی سازی که تا پیش از مذاکرات ژنو ایران اجازه تحصیل آن را داشت، در حال حاضر به 5% محدود شده است و این به معنای آن است که حق طبیعی و مسلم ایران برای غنی سازی بدون محدودیت اورانیوم در چارچوب NPT  به رسمیت شناخته نشده است. فلذا طبق این توافقنامه بود که دکتر روحانی و دکتر ظریف از به رسمیت شناخته شدن حق غنی سازی سخن گفتند –اما از محدودیت آن نه- و البته مقامات غربی ادعای نپذیرفتن حق غنی سازی کشورمان را مطرح ساختند- اما از غنی سازی 5درصد ایران حرفی نزدند- مع الوصف می توان اینگونه نتیجه گیری نمود که: «منظور مسئولین داخلی حق غنی سازی 5درصد بوده که به رسمیت شناخته شده و مقصود غربی ها حق غنی سازی 20درصد بوده که فعلا برخلاف معاهده npt پذیرفته نشده»

سوم: در خصوص توافق نامه ژنو، گفتنی های بسیاری است؛ از تعهدات طرفین، موازنه این تعهدات، گام نهایی تا انجام این تعهدات و گام های بعدی... اما آن چیزی که مسلم است با رفع تحریم فلزات گرانبها، خودرو-که بیشترین ضرر را شرکت پژو فرانسه متحمل شده بود- و صنعت پتروشیمی تا حدودی فشار تورم کاهش می یابد اما این کاهش تورم بیشتر مربوط به کالاهای لوکس می باشد. آنچه بر کاهش تورم و فشار اقتصادی بیشترین تاثیر را دارد تحریم های نفتی و بانکی است که دست نخورده باقی ماند، از طرفی این نکته نیز در خور توجه است که طی سال گذشته صادرات پتروشیمی صورت می گرفته و واردات طلا نیز به همین شکل، بنابراین کاهش قیمت طلا  به جو روانی پس از مذاکرات برمیگردد بصورتی که به فاصله 12ساعت پس از امضای توافقنامه قیمت سکه کاهش 50هزار تومانی را تجربه کرد اما دیری نپایید که به تدریج شاهد افزایش قیمت طلا پس از کاهش دفعی آن بودیم. با این وجود کاهش تحریم ها در سه حوزه فوق الذکر به صورت مقطعی بر کاهش تورم تاثیر گذار است و سهم قشر مستضعف از این کاهش تورم بسیار کمتر از قشر مرفه جامعه است. دولتمردان و کارشناسان اقتصادی دولت می بایست این کاهش تحریم ها را نقطه شروع دانسته و با اتکا بر ظرفیت های درونی و بالقوه کشرمان را بالفعل کنند.

سوالات پایانی: آیا کشورهای 1+5 –خاصه آمریکا، انگلیس و فرانسه-  برخلاف گذشته به تعهدات خود پایبند می مانند؟ و بر فرض پایبندی ایشان، گام بعدی ایران در 6ماه آینده با وجود از دست دادن برگ برنده غنی سازی 20 درصد چه می تواند باشد؟ حال آنکه طرف مقابل تحریم های نفتی و بانکی را برگ برنده خود می داند....





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 2 آذر 1392 :: نویسنده : عباس توانا

دولت یازدهم از روزهای آغازین شروع کار خود و حتی ماهها پیش از آن و در تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری یکی از نقاط ضعف دولت پیشین را عملکرد دیپلماتیک تیم سابق در مذاکرات 1+5 برشمرد فلذا با رویکردی متفاوت با سال های گذشته در نیویورک حاضر و با همین رویکرد مذاکرات را آغاز نمود. نوع حضور آقای روحانی و همراهان وی و مباحثی که ارائه نمودند به دنیا نشان داد که ایران برای گفتگو و مذاکره منطقی آماده است؛ حتی با لحنی متفاوت تر از گذشته و با رویکردی مثبت تر.

تیم مذاکره کننده کشورمان همانطور که بعنوان سفیران جمهوری اسلامی ایران انتظار می رفت نیز با ذهنیت تعامل وارد مذاکرات شد و از همان ابتدا با به کار بردن واژه «بازی برد-برد» خود را مشتاق رسیدن به توافق نشان داد و بارها از پیشنهادات منطقی طرف مقابل استقبال  و البته بارها به رعایت خطوط قرمز از جانب کشورهای عضو 1+5 تاکید نمود.

خلاصه اینکه مذاکرات سه روزه ژنو (منظور نگارنده مذاکرات اخیر نیست بلکه مقصود مذاکره 16، 17 و 18آبان است) بدون توافق به پایان رسید و دوطرف تنها بر این نکته اذعان کردند که «اختلافات گسترده ای وجود دارد» و برطرف ساختن این اختلافات و رسیدن به توافق نیازمند جلسات بیشتر و در هفته های آتی است. اما تنها به فاصله دو روز پس از مذاکرات، سازمان انرژی اتمی كشورمان از توافق با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی خبر داد، توافقی که بازتاب زیادی در رسانه های کشور نداشت. علی‌اكبر صالحی، رئیس سازمان انرژی اتمی كشورمان در جریان سفر یوكیو آمانو، مدیركل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به تهران برای بازدید از معدن گچین در بندر‌‌عباس و راكتور آب سنگین اراك و چند مورد دیگر، توافقنامه ای را -در حالی كه تهران هنوز رسماً هیچ امتیازی را از طرف‌های مذاكره كننده دریافت نكرده است- امضا کرد و ابراز داشت که این توافق برای نشان دادن حسن نیت انجام شده. همزمان با این توافق ، اخباری نگران کننده از سوی رسانه ها اعلام شد و منابع خبری مختلف از توسعه نیافتن فعالیت های هسته ای ایران طی سه ماه گذشته (همزمان با آغاز به کار دولت یازدهم) خبر دادند. این اخبار نیز در شرایطی که مذاکرات از سوی تیم ایرانی محرمانه نگه داشته شده است و با عنایت به اظهارات مقامات آمریکایی در لزوم برداشتن گام اعتمادسازی از سوی ایران بسیار نگران کننده است چرا که در طول مدت اخیر مقامات کشورهای 1+5 تنها به ذکر «شکستن تابوی مذاکرات»  و یا «ابراز امیدواری از آینده مذاکرات» بسنده کرده و هیچ اقدام عملی را انجام نداده. در این شرایط این تیم مذاکره کننده کشورمان است که «اخلاق مداری» و «صداقت» را پیش گرفته و حتی اقدام به برداشتن گام عملی می کند و کشورهای عضو 1+5 همچنان از موضع زور و با چماق وارد مذاکرات می شوند و کمتر درپی «بازی برد-برد» و رسیدن به توافق عمل می کنند.

اکنون نوبت آمریکا است که اعتماد سازی را شروع نماید، آمریکاست که باید ثابت کند بدنبال حل مسئله در چهارچوب منطقی است و از خوی استکباری خود دست برداشته و باید صراحتا به دولت مردان ایران اسلامی گفت که تا همین حد که پیش رفته اید کافی و بلکه اضافی نیز هست و می بایست منتظر اقدام مثبت و اعتمادسازی از سوی طرف مقابل بود. مبنای رفتار غربی‌ها متكی بر قدرت و اعمال قدرت است و موازنه قوا با تكیه بر دیپلماسی صرف و اخلاق مداری، شكل نمی‌گیرد.

در پایان باید گفت که دلسوزان ایران اسلامی از هر روشی که ضمن حفظ استقلال و عزت ملی فشار را بر مردم بردارند استقبال می کنند و در مرحله اول این حق را به دولت می دهند که با سیاستهای خود به دنبال حل مسئله باشند ولی بر خود واجب می دانند تجربه گذشته را بازگو نمایند و راه حل مشکلات را در درون کشور بیایند.

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


حال و احوال این روزهای جراید جریان اصلاح طلب بسیار دیدنی و شنیدنی است و واکاوی چگونگی حرکت این جراید خالی از لطف نیست، این رسانه ها پس از روی کار آمدن دولت جدید بسیار سرخوش و به قول معروف کبکشان خروس می خواند! روزنامه های افراطی این جریان گویی فیلشان یاد هندوستان کرده و قصد دارند رویه خود در دولت اصلاحات را پیشه گیرند و در پی افزایش رکورد ۲۰۰۰بار توهین به مقدسات خود که در دولت «سید خندان» رقم زدند هستند. اما آنچه که نگارنده را بر آن داشت تا به بررسی تاکتیک اخیر این رسانه ها بپردازد، «استراتژی تیترها» در سوار شدن بر امواج رویدادهای سیاسی است. این روزنامه های زنجیره ای در جریان مذاکرات ۵+۱ و همچنین عدم رای اعتماد به سومین وزیر پیشنهادی ورزش و جوانان حرکتی تسلسلی و از پیش برنامه ریزی شده ای را به اجرا در آوردند که در این وجیزه به آن می پردازیم:

یک: پیش از مذاکرات و در روز یوم الله ۱۳ آبان رهبر معظم انقلاب نکته ای را خطاب به اصحاب رسانه یادآور شدند؛ ایشان فرمودند: «هیچ‌کس نباید این مجموعه‌ى مذاکره‌کنندگان ما را سازش‌کار بداند؛ این غلط است؛ اینها مأموران دولت جمهورى اسلامى ایران هستند، اینها بچّه‌هاى خودمان هستند، بچّه‌هاى انقلابند؛ یک مأموریّتى را دارند انجام میدهند.» ایشان در ادامه نیز فرمودند:« امّا ملّت باید بیدار باشد، بداند چه اتّفاقى دارد مى‌افتد [تا] بعضى از تبلیغاتچى‌هاى مواجب‌بگیر دشمن و بعضى از تبلیغاتچى‌هاى بى‌مزدومواجب – از روى ساده‌لوحى – نتوانند افکار عمومى را گمراه کنند.» این که منظور و مقصود رهبر عظیم الشأن انقلاب چیست و اشاره به کدام نقشه دشمن دارد را می بایست در بررسی بازخورد فعالیت های اخیر رسانه های عمومی و تجزیه و تحلیل موج انتزاعی ایجاد شده در جامعه یافت. رسانه های اصلاح طلب با تاکتیک «موج آفرینی تیترها» پیش از مذاکرات و حتی در طول سفر ریاست جمهور به اجلاس نیویورک با عناوینی نظیر: «ماموریت دیپلماسی برای گشایش اقتصادی»، «با پیشرفت گفتگوها تحریم ها لغو می شود» و… و چندین نمونه دیگر تلاش کردند اینگونه وانمود کنند که راهکار حل مشکلات اقتصادی از طریق دیپلماسی و سیاست خارجی است و مشکلات اقتصادی تماما ناشی از تحریم ها و عدم توفیق تیم های قبلی در مذاکرات بوده است. اما همانطور که رهبر انقلاب اشاره داشتند این تاکتیک مدون در حالی در مرحله اجرا به سر می برد که گمراهی افکار عمومی را بدنبال دارد. اما چطور؟ و چرا؟ پاسخ به ذکر این نکته برمی گردد که با توجه به نحوه رفتار اخیر کشورهای ۵+۱ اگر مذاکرات به بن بست برسد و یا نتیجه رفع تحریم ها را نداشته باشد در عموم جامعه این ذهنیت ایجاد می گردد که مشکلات اقتصادی ناشی از عجز و ناتوانی تیم مذاکره کننده در پیشبرد اجلاس بوده و این نوع تفکر موجبات دلسردی مسئولین نظام را فراهم می آورد. این تاکتیک جراید مدعی اصلاح طلبی – و این روزها اعتدالگرایی- نیز همانند خیانت هایشان در فتنه۸۸ در اقدام علیه جمهوریت نظام کاملا همسو با جریان تبلیغاتی ضدانقلاب و اپوزیسیون خارج نشین بوده است. چرا که سران مستکبر جهان در طول سالیان گذشته نشان داده اند که «تضعیف نظام» و «دلسردی مردم نسبت به کارگزاران نظام» یکی از اهداف کوتاه مدتشان در راستای زدودن اعتقاد عملی به اسلام در اذهان عامه مردم است فلذا رسانه های مدعی اصلاحات ناخواسته -شما بخوانی خواسته- در پازل دشمن نقش آفرینی می کنند و به تکمیل این پازل مشغولند.

دو:روشی که این روزنامه ها در هفته های اخیر در پیش گرفته اند نیز قابل تامل و البته نگران کننده است؛ در ماجرای فشار استیضاح وزرای علوم و نفت و رای اعتماد به وزیر پیشنهادی ورزش و جوانان در تاریخ ۱۹/آبان ماه ریاست جمهور گلایه ای را نسبت به عدم رای اعتماد به وزرای پیشنهادی پیشین ورزش و جوانان بیان کردند(ذکر این نکته بماند که سخنان دکتر روحانی تا حدودی خود اختلاف برانگیز و خلاف واقع بود) این گلایه اما از سوی جراید افراطی اصلاح طلب با بزرگنمایی و اغراق منتشر شد و این رسانه ها با تحلیل های گوناگون، مجلس نمایندگان مردم را به مخالفت با نظر مردم متهم کردند. این رسانه ها با عملکرد خود مدام بر کوس اختلافات بین قوا می کوبند و آتش این اختلافات را روشن کردند.

رسانه های اصلاح طلب و اعتدال گرا که خود را حامی دولت و رئیس جمهور می نامند با نقاب حمایت خود از دولت، خنجر خود را از پشت به سمت دولت نشانه رفته اند و در پی ضربه زدن به نظام با تضعیف قوای کاری سران قوا هستند…





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 5 آبان 1392 :: نویسنده : عباس توانا
مرگ بر آمریكا، یک شعار نیست؛ یک عقیده است...

مرگ بر آمریكا سند هویت  و ابتكار و افتخار جمهوری اسلامی است. وقتی سیاست ما عین دیانت ماست، مرگ بر آمریكا عین دینداری و نماد عبودیت ما به درگاه حضرت حق است.

مرگ بر آمریكا یعنی ما فقط و فقط حضرت الله را می‌پرستیم و از او یاری می‌جوییم و دست رد بر طاغوتیان عالم می‌زنیم.

مرگ بر آمریكا یعنی رب عالم، پروراننده‌ی عالم است و دست مستكبرین تا آن‌جا توان دارد، كه حضرت احدی اجازه و فرصت تعدی و گردنكشی را بهر امتحان خویش به آن‌ها بدهد.

مرگ بر آمریكا یعنی ركوع و سجود نماز ما، یعنی طواف و رمی ما، یعنی زمین و زمان هنوز زنده است و با پلیدان عالم می‌جنگد.

مرگ بر آمریكا یعنی مرگ بر طاغوت و شیطان مجسم، یعنی  همه‌ی هویت ما كه اگر نفی آن نمی‌كردیم خورشید ولایت بر قلبمان نمی‌تابید.

مرگ بر آمریكا مصداق آزادیخواهی در زمان معاصر است كه با ظهور قابیلیان در زمین متولد شده است. مرگ بر آمریكا ندای طبیعت زنده و  عالم هستی است . عالمی كه می‌خواهد آینه‌ی تمام نمای حضرت حق باشد و طاغوتیان زمان اجازه‌ی آزاد شدن ظرفیت‌ها و عظمت‌های آن را نمی‌دهند و بالاخره مرگ بر آمریكا یعنی حیات و سرزندگی بشری كه فقط حضرت الله را در واسطه‌های فیضش در زمین می‌طلبد.

رهبری عزیز درباره‌ی مرگ بر آمریكا می‌فرمایند:

مرگ برامریكا را كسی به ملت ایران یاد نداد. از اعماق جان یكایك مردم بر آمد كه مرگ بر آمریكا. حال عده‌ای در گوشه و كنار پیدا می‌شوند و مورد سؤال قرار می‌دهند كه چرا؟ چرا شما این چرا را به جایگاه خودش به كار نمی‌برید؟ چرا نمی‌پرسید كه چرا رژیم آمریكا با ملت ایران به جرم اینكه خواسته است مستقل باشد این همه كینه‌ورزی و دشمنی‌كرد و باز هم می‌كند؟
 (۱۳۷۳/۰۸/۱۱ در دیدار جمعی از دانش‌آموزان و دانشجویان)

شعار مرگ بر آمریكا مانند شعار بقیه‌ی انقلاب‌ها نبود كه صرفاً برای بسیج اجتماعی اعلام شود و بعد از انقلاب راه خویش در پیش گیرد. آن‌گاه كه انقلاب اسلامی اتفاق افتاد رژیم پهلوی كه یكی از عمال استكبار بود سقوط كرد و در 13 آبان انقلاب دوم به وقوع پیوست و دست اجانب ازجمهوری اسلامی كوتاه شد.

و مرگ بر آمریكا نه تنها رنگ نباخت بلكه در بسترهای مختلف انقلاب رساتر فریاد زده شد؛ و امروز كه عده‌ای با مصادره‌ی حضرت امام سعی دارند شعار مرگ بر آمریكا را از آن‌ها بگیرند آن‌ها با باوری انقلابی‌تر از سال 57  مرگ بر آمریكا را فریاد می‌زنند. این فریاد‌ها از آن جهت است كه ملت ایران می‌داند تشیع تا قیام قیامت زنده است. لذا برای فراگیر ساختن نور ولایت در عالم از بذل جانش ابایی ندارد.

همان طوركه حضرت امام فرمودند:
ما تا آخر ایستاده‌ایم و با آمریكا روابط ایجاد نخواهیم كرد مگر این‌كه آدم شود و دست از ظلم كردن بردارد.
(صحیفه‌ی نور ج19 ص 74 در جمع وزیر امور خارجه، سفرا و كارداران جمهوری اسلامی در اروپا 6/8/1363)

این انقلاب  با  ایمان و تلاش وافر جوانانش اجازه نخواهد داد كه شعارهای انقلاب كمرنگ شود و پای نامحرمان  به این مملكت باز شود.

انقلاب ها به ضد خود تبدیل می‌شوند چون شعارهایشان قراردادی است لكن شعار مرگ بر آمریكا در ناموس هستی جای دارد. لذا این شعار تا قلب جنبش وال استریت و مخالفان نظام سرمایه‌داری در اروپا پیش رفته است و این یعنی مرگ بر آمریكا باور آزادگان جهان برای فروریختن نظام شیطانی دنیای مدرن و پست مدرن در سرتاسر عالم است.

همان‌طور كه حضرت علی‌علیه‌السلام بعد از حاكمیت، انقلابی‌ترند و ایشان در سه جبهه برای گسترش عدالت شمشیر می‌زنند و این انقلابی‌گری كار را به كربلا می‌كشاند و سپس انوار غدیر در شاگردان امام باقرعلیه‌السلام و امام صادق علیه‌السلام ظاهر می‌شود و سپس خباثت‌های عباسیان با روش اهل‌البیت علیهم‌السلام بر ملا می‌شود  و همچنان این سیر ادامه می‌یابد تا به انقلاب اسلامی می‌رسد؛ در این انقلاب عزیز، این شور توحیدی با روحیه جهادی و صبر و توكل تا ظهور حضرت حجت علیه‌السلام هرگز از زایندگی نمی‌ایستد تا به بركت مرگ بر امریكا تمدنی به وسعت آسمان بر ویرانه‌های دنیای اومانیستی بنا كند.

آن‌ها كه مرعوب و مجذوب به خانه‌ی سست و عنكبوتی دنیای مدرن نگاه می‌كنند و خوی شیطانی مستكبران را در مذاكرات هسته‌ای  نمی‌بینند  و این گردنكشی‌ها را نه ناشی از ضعف آن‌ها كه نشأت گرفته از قدرت آن‌ها می‌دانند بدانند مصداق این آیه‌ی ‌الهی شده‌اند:
...والذین كفرو اولیاؤهم الطاغوت یخرجونهم من‌النور الی الظلمات اولئك اصحاب‌النار هم فیها خالدون (آیه‌ی 257 سوره‌ی بقره)

آری چه بد سرپرستانی برای خویش اختیار كرده‌اند!


جهت امضای بیانیه فوق اینجا کلیک کنید




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سهامی بودن کابینه و برخورد سهامی مآبانه در نحوه گزینش اعضای آن مساله ای است که در دولت تدبیر و امید بیشتر از دولت های قبل به چشم می خورد. ماه ها پیش از انتخابات و زمانی که جریانات مختلف سیاسی خود را برای انتخابات ریاست جمهوری آماده می کردند، جریانی خاص با محوریت «هاشمی رفسنجانی» شکل گرفت؛ این جریان که نهایتا پیروز انتخابات لقب گرفت بسیار هوشمندانه حرکت تاکتیکی خود را با چراغ خاموش شروع کرد و در حالی که سایر جریانات دیگر بالأخص اصولگرایان در گیر و دار دعواهای داخلی بودند توانست بوی سبقت را از رقیبان خود ربوده و مقبولیت مردمی را به سمت کاندیدای مورد حمایت خود سوق دهد. اقداماتی نظیر: همکاری با مافیاهای اقتصادی، تاکید بر کلیدواژه «دولت وحدت ملی»، پروژه مظلوم نمایی هاشمی، ثبت نام سوری هاشمی رفسنجانی در انتخابات و ... مؤلفه های از پیش طراحی شده ای بودند که طی یک فرآیند مهندسی شده یکی پس از دیگری به اجرا در می آمدند. سخن در باب چگونگی به اجرا درآمدن هرکدام مجال دیگری می خواهد و در این وجیزه جای نمی گیرد. علی أی حال حجة الاسلام دکتر حسن روحانی توانست با 50.7 درصد آرا پیروز انتخابات شود و کابینه خود را معرفی کند. در پروسه معرفی اعضای کابینه بود که بار دیگر کلیدواژه پیش از انتخابات (=دولت وحدت ملی) و این بار به بیان دیگر به اسم «دولت فراجناحی» بیان گردید.

در نگاه اول تشکیل اینچنین کابینه ای می تواند در شرایط کنونی بسیار مفید ارزیابی شود اما چگونگی تشکیل آن مهم است؛ آیا منظور از تشکیل دولت فراجناحی، سهامی کردن کابینه به جریانات مختلف و شبه ضدانقلاب است؟ مع الوصف دولت تشکیل و کابینه پیشنهادی تسلیم نمایندگان مجلس شورای اسلامی شد. پس از معرفی وزرای پیشنهادی و حتی پیش از آن و در رصد تحرکات جریانات مختلف، این پدیده نادر به چشم خورد که ظاهرا جناب رئیس جمهور قصد داشته به نوعی لبخند رضایت را بر لب جریانات موسوم به کارگزاران و اصلاح طلب آورده و آنچه مطلوب این دو جریان است به مرحله اجرا برسد. رئیس دولت در گام نخست که پیش بینی هم می شد سه کرسی وزارت را برای جریان افراطی اصلاح طلب در نظر گرفت: وزارت آموزش و پرورش، فرهنگ و ارشاد اسلامی و وزارت علوم که سابقه بسیار درخشانی!!! را می توان در کارنامه دولت اصلاحات در این سه وزارتخانه مشاهده کرد؛ از جنجال های پیاپی دانشگاهی تا سرآمد آنان عطا مهاجرانی...

جریان افراطیون اصلاح طلب -که از آنان به عنوان گروه فشار به دولت یازدهم نام برده می شود- توانستند سه وزارتخانه ای را که ارتباط مستقیم با مقوله فرهنگ و آینده کشور دارند به نام خود ثبت کنند. این جریان اما گویی در وزارت علوم بسیار مصرّ بر گزینه ها خود هستند در ابتدا جعفر اول (میلی منفرد) را معرفی کردند، استادی که تعطیلی کلاسهایش در فتنه های 78 و 88، تشویق دانشجویان به شرکت در تحصن های آن موقع زبانزد دانشگاهیان آشنا با وی بود فلذا میلی منفرد نتوانست مجلس را مجاب به دادن رای اعتماد به خود کند پس رئیس جمهور می بایست شخص دیگری را به عنوان سرپرست معرفی می کرد؛ این بار نیز با مشورت جریان افراطی اصلاح طلب، جعفر دوم یعنی توفیقی را سرپرست وزارت منصوب کرد. توفیقی نیز در طول مدت سرپرستی خود تا توانست به جریان ضدانقلاب در دانشگاه ها فرصت خودنمایی داد؛ از برکناری رؤسای ارزشی دانشگاه ها تا شبکه سازی برای جریانات مردود فتنه88. رئیس جمهور نیز به پالس هایی که از نمایندگان مردود مجلس درخصوص عدم رای اعتماد به توفیقی می رسید توجه کرده و از معرفی توفیقی به عنوان وزیر علوم منصرف گردید. گزینه بعد «فرجی دانا» است که به مجلس معرفی شد؛ انتخاب فرجی دانا نیز اگرچه وی پیش از این وزیر پیشنهادی دولت خاتمی بوده و رای ندادن مجلس ششم از نقاط مثبت کارنامه وی است اما می بایست با جریان ضدانقلابی که چندی است اطراف وزارت علوم گرد هم آمده اند مرزبندی خود را شفاف بگوید و صد البته نمایندگان می بایست مراقب باشند چرا که پس از آمد و رفت های اخیر در پست وزیری علوم این تصور بوجود آمده که نمایندگان مجلس ممکن است از اصول خود کمتر سخن به میان آورند بنابراین نمایندگان محترم ملت بدور از فضاسازی های رسانه ای، عملکرد و مواضع وزیر پیشنهادی  علوم را مورد نقادی قرار داده و ادامه روند پیشرفت علوم دانشگاهی را مدنظر قرار دهند. با این وجود تحرکات اخیر به وضوح نمایانگر آنست که جریانات خاصی که در بزنگاه های انقلاب مردود شده اند بار دیگر خیال فتنه اندوزی در دانشگاه ها را در سر می پرورانند.

یا حق


پ.ن:

+اخیرا سخنان حضرت روح الله را در حوزه رسالت دانشگاهیان می خواندم که اوضاع و احوال این روزهای دستگاه دیپلماسی را محکوم میکند: «مگر بیش از این است که ما ظاهرا از جهانخواران شکست می خوریم و نابود می شویم؟ مگر بیش از این است که ما را در دنیا به خشونت و تحجر معرفی می کنند؟ مگر بیش از این است که با نفوذ ایادی قاتل و منحرف خود در محافل و منازل، عزت اسلام و مسلمین را پایکوب می کنند؟ مگر بیش از این است که فرزندان عزیز اسلام ناب محمدی در سراسر جهان بر چوبه ی دار می روند؟ مگر بیش از این است که زنان و فرزندان خردسال حزب الله در جهان به اسارت گرفته می شوند؟ بگذار دنیای پست مادیت با ما چنین کند، ولی ما به وظیفه ی اسلامی خود عمل کنیم.»

+موسسه طلوع، با برگزاری سلسله کلاس های آموزشی خود در موضوعاتی نظیر تاریخ، جامعه شناسی، اقتصاد سیاسی، فرهنگ و ... و با حضور اساتیدی از جمله احمد رهدار، ابراهیم فیاض، موسی حقانی، وحید یامین پور، فواد ایزدی، سید عباس نبوی،  وحید جلیلی، عباس سلیمی نمین، محمد سرشار، نادر طالب زاده و ... ثبت نام برای اولین دوره  آموزشی خود را شروع کرده است.

+بخوانید: «پای درس آمریکا شناسی شهید آوینی»

+و اما.... چند مدتی است وبلاگم خاک میخوره، باید ببخشید. درگیر دانشگاه هستم. اگر خدا بخواهد زمانی مبسوط آنچه هفته های اخیر گذشت رو مرور می کنم./





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

جمعه 1 شهریور 1392 :: نویسنده : عباس توانا
آقای وزیر برای چه آمده اید؟؟؟؟؟ برای کدام؟؟؟؟

غلامعلی دهقان(سخنگوی حزب اعتدال و توسعه) اخیرا بیان داشته که اعتدال به معنی "توازن آرمانگرایی و واقع بینی است." اینکه آیا این تعریف ایشان کامل و جامع است و یا مرز تعادل و افراط را مشخص می کند بماند اما میهمانی اخیر وزیر ارشاد کفه ترازو را از توازن بسیار دور کرد....









نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 15 مرداد 1392 :: نویسنده : عباس توانا

از برنامه ریزی دیدار خاتمی با جورج سوروس تا انتشار مقاله در دفاع از موسوی/


در ادامه بررسی اعضای کابینه پیشنهادی: : پس از تحلیف منتخب ملت، حجة الاسلام والمسلمین دکتر حسن روحانی به سمت ریاست جمهور کشورمان و معرفی گزینه های ایشان جهت تصدی وزارتخانه های مختلف، بازخوانی شعار ایشان پیش از انتخابات ولی این بار در عمل خالی از لطف نیست.

بی انصافی است اگر مهمترین شعار دکتر روحانی را که منجر به اخذ اکثریت آرا شد را همان شعار "اعتدال" ندانیم لیکن گذر زمان شاهد کسب سعادت ایشان در مقام خدمتگزاری ملت است و یادآوری شعار اعتدال- که مختصرا دربرابر افراط و تقریط معنا پیدا میکند- و نسبت آن با وزرای پیشنهادی هم برای ایشان و هم برای نمایندگان ملت ضروری بنظر میرسد. بررسی کارنامه بعضی از اعضای کابینه پیشنهادی کمک شایانی در درک معنا و مفهوم اعتدال از منظر جناب آقای دکتر روحانی و هم فکرانشان می کند:

3. محمدجواد ظریف( پیشنهادی وزارت امور خارجه):

در اثنای تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری یکی از نکاتی که اکثر قریب به اتفاق نامزدها بر آن تکیه و بعضا از طریق آن انتقادهای شدیدی به دولت دهم و نحوه عملکردش وارد می کردند حوضه سیاست خارجی بود؛ و خیلی از مشکلات کشور خصوصا مسائل اقتصادی را ناشی از عملکرد بحث برانگیز در تعامل با دنیا و عدم بکارگیری تدبیر در این حوضه میدانستند. پس از انتخابات نیز شمار زیادی از کارشناسان به کار سخت روحانی در سیاست خارجی و لزوم به کارگیری دقت کافی توام با اراده ملی در این زمینه اشاره کردند، اقداماتی که در وهله نخست و در عمل با نحوه گزینش وزیر امور خارجه آغاز میشود.

محمدجواد ظریف تحصیلکرده آمریکا و به گفته خبرگزاری رویترز: « یکی ازدیپلمات‌هایی است که به آمریکا علاقه دارد و در این کشور نیز درس خوانده است.» اقدام روحانی در معرفی ظریف به عنوان وزیر امور خارجه در چند روز گذشته موجبات شادمانی رسانه های غربی و ضدانقلاب نظیر صدای آمریکا، رویترز، خبرگزاری شینهوا و ... را فراهم آورد تا جایی که دنیس راس، دیپلمات کهنه کار ایالات متحده که تا سال ۲۰۱۱ مشاور خاورمیانه‌ای باراک اوباما بوده است، در مصاحبه ای می گوید: «ظریف تمایلی واقعی به مذاکره با امریکا دارد و انتصاب او به عنوان نشانه این کار که روحانی می‌خواهد «با غرب معامله کند» از نظر اروپا و امریکا مثبت تلقی می‌شود.»


                                                                  

این اظهارات با توجه به سوابق ظریف در طول چندسال گذشته مطرح شده، سوابقی که: نقش آفرینی در "حلقه نیویورکی ها" (که منشأ صدمات قابل توجهی به کشور بوده است و جلوگیری از ورود هر فرد غریبه به این مجموعه)، فشار برای امضای قرارداد598 ، دائمی کردن قرارداد npt ، امضای توافقنامه سعدآباد با محوریت حلقه نیویورکی ها و برنامه ریزی برای دیدار جورج سوروس (تئورسین کودتاهای مخملی) با محمد خاتمی در صدر اقداماتی است که حلقه نیویورکی ها و محمدجواد ظریف در آن دست داشتند.

حال باید نشست و دید که آیا نمایندگان ملت سکان اداره وزارت خارجه را به عضوی از حلقه نیویورکیها - که در بین جریانات ارزشمند و انقلابی بدنام بوده است- را می دهد؟؟؟ دیپلماتی که درخصوص حلقه مذکور تاکید می کند: «ما در بخش بین الملل همه با هم رفیق هستیم و یكدیگر را با اسم كوچك صدا میكنیم و ورود فرد جدید گعده ما را به هم می ریزد.»

لازم به یادآوری است که مطلب فوق درخصوص کارنامه محمدجواد ظریف به اختصار بیان شده.

4. عباس آخوندی  (پیشنهادی وزارت مسکن و شهرسازی):

آخوندی طی سال های 72 تا 76 و در دولت دوم هاشمی رفسنجانی وزارت مسکن و شهرسازی را در دست داشت که ثمره فعالیتهای وی در طول این دوره بیشترین رشد قیمت زمین در طول تاریخ کشور و افزایش 300درصدی قیمت آن بوده است. عدم حمایت از عرضه و تولید مسکن در بین سالهای 72 تا 76 سبب گشت تا مسکن از یک کالای مصرفی به یک کالای سرمایه ای تبدیل گردد و در نتیجه زمینه‌های بروز بحران در بازار مسکن را به وجود آورد.


                                                            

کاهش شاخص دسترسی به مسکن در دوران تصدی عباس آخوندی بر وزارت مربوطه سوالی را در ذهن بوجود می آورد که آیا باجناق «ناطق نوری» می تواند مسکن مهر که بدون شک یکی از اقدامات تحسین برانگیز دولت دهم بوده است را  ادامه دهد؟!

آخوندی در جریان فتنه88 نیز به نوبه خودش دستی بر آتش داشته و عضو ثابت ستاد موسوی بود. وی حتی پیش از انتخابات پای نامه ای که تهیّه کنندگانش خواستار برگزاری انتخابات آزاد شده بودند را امضا کرد و در سرمقاله روزنامه سرمایه که در سال88 لغو مجوز شد مقاله ای را در دفاع از موسوی و به قلم خود منتشر کرد. شخصی که در انتخابات اخیر بارها از کلیدواژه انتخابات آزاد استفاده کرد حتی در جلسه خصوصی نمایندگان کاندیداهای ریاست جمهوری با رهبر انقلاب در خرداد ۱۳۸۸ نیز حضور داشت که خواندن مشروح آن جلسه و اظهارات وی در کتاب "من مدیر جلسه ام" خالی از لطف نیست.

در آخر: این انتظار از جناب روحانی میرفت که لیست کابینه دولت یازدهم را همانطور که پیش از انتخابات اظهار داشتند با دید فراجناحی معرفی کنند و با تصمیم شجاعانه و قاطع خود شائبه تصمیم گیری شخص یا جناحی را از دولت خویش رفع نماید، امید است نمایندگان مردم نیز در مجلس شورای اسلامی با درنظر گرفتن سوابق افراد بخصوص در فتنه 88 در واگذاری رای اعتماد به دولتمردان یازدهم دقت کافی را به کار گیرند...

اگر خدا بخواهد ادامه دارد.....

یا حق

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 14 مرداد 1392 :: نویسنده : عباس توانا

از تبانی در انعقاد قرارداد تا سرپرستی تیم سیاسی امنیتی موسوی/

پس از تحلیف منتخب ملت، حجة الاسلام والمسلمین دکتر حسن روحانی به سمت ریاست جمهور کشورمان و معرفی گزینه های ایشان جهت تصدی وزارتخانه های مختلف، بازخوانی شعار ایشان پیش از انتخابات ولی این بار در عمل خالی از لطف نیست.

بی انصافی است اگر مهمترین شعار دکتر روحانی را که منجر به اخذ اکثریت آرا شد را همان شعار "اعتدال" ندانیم لیکن گذر زمان شاهد کسب سعادت ایشان در مقام خدمتگزاری ملت است و یادآوری شعار اعتدال- که مختصرا دربرابر افراط و تقریط معنا پیدا میکند- و نسبت آن با وزرای پیشنهادی هم برای ایشان و هم برای نمایندگان ملت ضروری بنظر میرسد. بررسی کارنامه بعضی از اعضای کابینه پیشنهادی کمک شایانی در درک معنا و مفهوم اعتدال از منظر جناب آقای دکتر روحانی و هم فکرانشان می کند:

1.بیژن نامدار زنگنه (وزیر پیشنهادی نفت):

زنگنه کسی است که هنوز نیامده و هنوز اعتماد مجلس را جلب نکرده خود را وزیر نفت میداند و در اظهارنظری تعجب برانگیز درباره مدیران سابق نفتی گفته‌: «گروهبان‌ها باید بروند و ژنرال‌ها بیایند» و مشخص نکرده آیا منظورش از ژنرال ها وابستگی به جریانات خاص است یا خیر؟   وی ضمن اینکه دارای سوابق تخلفات بزرگ اقتصادی و سیاسی است. یکی از نقش‌آفرینان فتنه و آشوب سال 88 در مرکزیت ستاد موسوی بود.از سوی دیگر آقا بیژن زنگنه یکی از عوامل و متهمان اصلی امضای قرارداد خائنانه فروش گاز به امارات موسوم به "قرارداد کرسنت " است. این قرارداد 25 ساله به واسطه دلالی و رشوه‌های کلان برخی دلالان، 14 برابر زیر قیمت امضا شد و موجب اعتراض گسترده کارشناسان اقتصادی و نفتی شد.

تبانی در انعقاد قرارداد با قیمت غیرعادلانه و قرار دادن تمام اطلاعات صنعت نفت در اختیار یک شرکت صهیونیستی به نام «بین» ایتالیا تنها گوشه هایی از هنرنمایی نامدار زنگنه در دوران وزارتش است.


                                          

جالب این جاست دکتر روحانی که خود نیز در زمان ریاست زنگنه بر وزارت نفت بارها و طی نامه ای به اقداماتش اعتراض کرده و بر عدم صلاحیت وی تاکید داشته؛ چطور پس از چند سال به زنگنه اعتماد میکند و سکان وزارت نفت را به او می سپارد؟

2.علی ربیعی (وزارت کار، رفاه و امور اجتماعی)

ربیعی شخصی است که شاید آخرین هشدارها در خصوص وی به زمان ثبت نام کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری 92 بر میگردد؛ زمانی که ربیعی به سمت معاونت سیاسی ستاد هاشمی رفسنجانی معرفی می شود غافل از اینکه حاج اکبر هاشمی رفسنجانی بهرمانی نوقی رد صلاحیت می شوند. اما این هشدار بابت چه بود و اصلا چه چیزی باعث اعلام این هشدار از سوی دلسوزان نظام میشد؟!

کارنامه ربیعی نشان میدهد که همواره در چالشهای نظام حضوری پررنگ –البته به رنگ سیاه- داشته؛ بررسی فتنه کوی دانشگاه (فشار به وزارت اطلاعات جهت بازپس گیری شکایتش از روزنامه سلام و حضور در جمع دانشجویان فتنه گر)، ماجرای قتلهای زنجیره ای(تغییر مسیر پرونده که موچب شد وی از وزارت اطلاعات اخراج گردد) ، ترور حجاریان، فتنه 88 و نسبت آن با ربیعی به صراحت چهره واقعی او و معنای اعتدال! را بیان میدارد.

در این نوشتار تنها به عملکرد وی در فتنه88 که بزرگترین چالش نظام پس از هشت سال دفاع مقدس است می پردازیم؛ با کاندیداتوری میرحسین موسوی در سال 88 ربیعی که از او بعنوان فاعل اقدامات خشونت آمیز و متخصص در جنگ روانی یاد میشد سرپرستی تیم سیاسی امنیتی موسوی را به عهده میگیرد و تمام اقدامات سیاسی-امنیتی ضدانقلاب را طراحی میکرد. نزدیکی ربیعی با موسوی به حدی بود که در اولین کنفرانس مطبوعاتی که موسوی در آن نظام را متهم به تقلب در انتخابات کرد، ربیعی یکی از معدود افرادی باشد که با او وارد سالن نشست خبری می شود و در آن جلسه با وجود آنکه هنوز برگزاری انتخابات به پایان نرسیده بود موسوی پیروزی خود را اعلام کرده و نظام را به تقلب متهم می کند تا فتنه بزرگ کلید بخورد.


                                                    

حال سوال اینجاست چگونه فردی که نقشی غیرقابل انکار در فتنه88 داشته و سابقه اقدامات افراط مآبانه در زمان حاکمیت دولت اصلاحات را داشته، می تواند در دولتی با نام اعتدال ایفای نقش کند؟! شاید آقایان اعتدال را در عمل با توجه به منافع خویش تعریف میکنند!!!

این انتظار از جناب روحانی میرفت که لیست کابینه دولت یازدهم را همانطور که پیش از انتخابات اظهار داشتند با دید فراجناحی معرفی کنند و با تصمیم شجاعانه و قاطع خود شائبه تصمیم گیری شخص یا جناحی را از دولت خویش رفع نماید، امید است نمایندگان مردم نیز در مجلس شورای اسلامی با درنظر گرفتن سوابق افراد بخصوص در فتنه 88 در واگذاری رای اعتماد به دولتمردان یازدهم دقت کافی را به کار گیرند...

اگر خدا بخواهد ادامه دارد.....

یا حق    



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 9 تیر 1392 :: نویسنده : عباس توانا
در گیر و دار گمانه زنی کابینه دولت جدید تا بازی درخشان والیبالیستها که میروی یادت میرود کمی آنطرف تر روز به روز کشتار شیعیان بیشتر می شود و تو خوش خیال نشسته ای یا شاید هیچ کاری نمی توانی انجام بدی... اصلا انگار مظلومیت شیعه پایان ندارد... شهید شحاته التماس دعا

از اولین هیزم آتش گرفته به پشت درب خانه مولا

از خانه را با اهلش آتش زدن ها...
از نگاه معصومانه اطفال خانه و صحراها
از ضرب سنگ و دشنه و چوب نامردها
از خنده بر اشک یتیمان و بی پسرها
...

ببینید حدیث غربت شیعه.....( بمناسبت شهادت مظلومانه شیخ حسن شحاته)

[http://www.aparat.com/v/GT7yL]


حتما ببینید...





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پس از اعلام نتیجه قطعی یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری که با پیروزی حسن روحانی همراه بود تنها نکته ای که یادم آمدصحبتهای «شهید عبدالمجید رحیمی» زمانی که در حال اعزام به مناطق دفاع مقدس بود؛ این بزرگ 16ساله می گفت:
«هر وقت که از اخبار کشور، چیزهایی را می شنوم و ناراحت می شوم، یک لحظه که فکر می کنم سایه ولی فقیه بالای سرمان است، تمام غم و غصه ام فراموش می شود و خیلی زود می روم و سجده شکر به جا می آورم که اداره امور کشور دست جانشین معصوم است».



رفقا، مبارکا باشد....

همین/





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 23 خرداد 1392 :: نویسنده : عباس توانا
تداوم گفتمان 3تیر با دکتر جلیلی






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


حتی اگر بدانم با هم رقابت کنیم من رای بیشتری می آورم، این کار را نمی کنم.

امیرحسین ثابتی: بعد از بیانیه دیشب دکتر لنکرانی که بعد از دیدار با دکتر جلیلی منتشر شد و انصراف خود را به نفع وی اعلام کرد، بسیاری از دوستان با استقبال از این موضوع به تقدیر از لنکرانی پرداخته و موج بسیار مثبتی در هم افزایی گفتمان انقلاب اسلامی در
مقابله با گفتمان های رقیب در انتخابات پیش رو ایجاد شده است.

اما در این بین عده ای معلوم الحال؛ با مطرح کردن این مساله که رد صلاحیت لنکرانی قطعی شده بود و او چاره ای جز انصراف به نفع جلیلی نداشته است، تلاش کردند این انصراف را ناشی از رد صلاحیت دکتر لنکرانی عنوان کرده و همچنان سعی بر ایجاد
اختلاف و تکدر میان هواداران این دو نفر دارند تا در حد توان، اثر مثبت این رفتار هوشمندانه لنکرانی را به حداقل برسانند.

شاید در بیان نقض این ادعا لازم باشد به ناچار خاطره ای از دکتر لنکرانی را بازگو کنم.

دقیقا یک روز بعد از ثبت نام دکتر جلیلی در انتخابات؛ برنامه دولت دکتر لنکرانی رونمایی شد. آن روز هر طور شده بود خودم را به محل ستاد رساندم تا پیرامون وقایع روز گذشته(ثبت نام جلیلی و هاشمی) نظر لنکرانی را جویا شوم. بعد از جلسه فرصت کافی دست نداد چون دکتر به دانشجویان علم و صنعت قول سخنرانی داده بود و بلافاصله ستاد را ترک کرد لذا مسیر ستاد تا دانشگاه را نیم ساعتی با دکتر لنکرانی در ماشین طی کردیم و بحث را شروع کردم: دکتر! بالاخره باید چه کار کرد.

در پاسخ گفت: خیلی ها شاید الان فکر کنند من حب قدرت یا چسبندگی به قدرت دارم یا علاقه مندم در این عرصه بمانم اما نمی دانند به ناچار برای ثبت نام اقدام کردم. در صحبتی هم که در جلسه با دکتر جلیلی داشتم به دلایل مختلف گفتم شما بیا، ایشان قبول نکرد و گفت با این دلایل بار مسئولیت را از خودت باز نکن و تو بیا.

از دیروز که آقای جلیلی ثبت نام کرده است هنوز با ایشان صحبتی نداشته ام. به هیچ وجه ما با هم رقابت نمی کنیم چون رقیب همین را می خواهد و این یعنی شکست گفتمان ما.حتی اگر بدانم که با هم رقابت هم کنیم و من رای بیشتری هم بیاورم این کار را نمی کنم چون رقابت درون گفتمانی را به صلاح نمی دانم..





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 21 فروردین 1392 :: نویسنده : عباس توانا

مدتی است که واژه ای بیش از قبل در اخبار و تحلیل های گوناگون داخلی به گوش می رسد و به آن پرداخته می شود. واژه ای که شاید پس از بیانات مقام معظم رهبری در مشهد کانون توجهات خبرگزاریهای مختلف را به خود معطوف کرد؛ ایشان فرمودند: « من هفده هجده سال قبل به دولتی كه در آن زمان سر كار بود و به مسئولان گفتم  كاری كنید كه ما هر وقت اراده كردیم، بتوانیم درِ چاههای نفت را ببندیم. آقایانِ به قول خودشان "تكنوكرات" لبخند انكار زدند كه مگر میشود؟! بله، میشود؛ باید دنبال كرد، باید اقدام كرد، باید برنامه‌ریزی كرد.» موضوعی که کم وبیش این روزها از آقایان به قول خودشان خواص که حقا کمتر از عوام بصیرت دارند شنیده می شود. اما براستی تکنوکرات کیست؟ تکنوکراسی به چه می گویند؟ و حاکمیت تکنوکرات به مثابه چیست؟

تکنوکراسی را در یک کلام حاکمیت "فن سالاران" تعریف می کنند فلذا طرفداران و مجریان این نوع تفکر را تکنوکرات گویند. تکنوکرات ها معتقدند برای حکومت و مسئولیت در منصب های کشوری تخصص در زمینه مسئولیت مربوطه کافی و لازمه مسئولیت، تسلط فنی است. در نگاه اول به این تفکر نه تنها نمی توان خرده گرفت بلکه امری معقول نیز به نظر می رسد. ایراد وارده به تکنوکراسی به آنجا بر می گردد که در این تفکر کمتر توجهی به ارزشها و فرهنگ اصیل می شود؛ در یک کشور (خواه اسلامی یا غیر اسلامی) آیا می شود زمام حکومت را به دست کسی سپرد که تنها مسلط به فن اداره کشور باشد و با فرهنگ و ارزش های آن جامعه بیگانه باشد؟ اصلا با فرض عملی بودن این چنین تفکری، آیا نتیجه خوبی در پی دارد؟

وقتی بر حاکمیت تکنیک و فن آوری تاکید داریم معنایش آن است که در اداره حکومت و تصمیم گیری های کلان کشور به نوعی اصل بر نگاه فنی- تکنیکی است و دغدغه های ارزشی، انسانی و اخلاقی اولویتی ندارد. آن موقع است که ارزش هایی از قبیل عدالت، انسان دوستی، صداقت، مقاومت و ... از فضای حکومتی رخت بر می چیند و تنها توسعه فاقد عدالت و به هر قیمتی در صدر الزامات حکومتی قرار می گیرد. حال در یک نظام دینی کسانی که داعیه دار اصلح بودن هستند می بایست علاوه بر "تخصص" ، "تعهد" خود را به دین ابراز نمایند و این دو مولفه را در خود پرورش دهند. اما دیدگاه فن سالارانه یا همان تکنوکراسی تنها تخصص را لازم و کافی می پندارد و معیار انتخاب افراد را در میزان تخصص شان می بیند.

این نوع دیدگاه که حقا از نظر اسلام مردود است چگونه در یک نظام شیعی شکل می گیرد و منشا تکنوکراسی در ایران به چه جریانی بر می گردد؟ همانطور که رهبر انقلاب فرمودند 17، 18 سال پیش کسانی در کشورمان اقدام به ترویج تکنوکراسی کردند که در همین راستاحزب کارگزاران سازندگی در انتخابات مجلس پنجم بیانیه ای منتشر می کند، نگاهی دوباره به آن خالی از لطف نیست؛ کارگزاران در این بیانیه می نویسند که "طی چهار دوره مجلس به حد کافی دغدغه های ارزشی در انتخاب و شکل دادن مجالس گذشته وجود داشته است و الآن باید بیشتر به فکر تخصص و افراد متخصص بود." با این حال در زمانی هم که 8سال دوران سازندگی در اختیار این نوع دیدگاه بود اقدامات تخصصی آن سال ها زبانزد است از جمله تاکید نامعقول بر اقتصاد تک قطبی استوار بر صنعت نفت. نمونه دیگر تکنوکراسی در دهه 70 ، اظهارات کرباسچی شهردار وقت تهران است که می گفت: "باید تهران از نظر مدرن بودن تبدیل به شهری بشود که هرکس زیر 500هزار تومان درآمد دارد تهران را ترک کند چون نمی تواند هزینه های چنین شهری را پرداخت کند."

چند هفته پیش نیز محمدباقر قالیباف در یکی از همایش های شهرداری تهران اظهار داشت: «ممکن است که بگویند قالیباف، انسان تکنوکراتی است که باید بگوییم تکنوکرات بودن چیز بدی نیست و به معنای استفاده درست از ابزار خوب و مدرن است.» این اظهارات فرمانده دیروز و مدیر امروز شاید این ذهنیت را برای خیلی ها ایجاد کند که جناب قالیباف کمتر اعتماد و اعتقادی به مدل های اسلامی – ایرانی پیشرفت دارند، ابزارگرایی را اولویت قرار داده و برنامه های آتی کشور را در مدل های غربی جستجو می کنند؛ مدل هایی که شکست اخیر تکنوکرات های ایتالیا در زمره آنهاست. شاید هم تنبلی امثال بنده در تولید علم موجب حرکت خواص با بصیرت (!) به سمت تکنوکراسی و مدل زندگی غربی باشد.

به مدد حق اگر عمر مجالمان دهد طرز تفکر این جریان در عرصه های گوناگون را در شماره های بعد مورد بررسی قرار خواهیم داد.....

یا حق


منابع:
رجانیوز
کتاب افسون اشباح





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 21 فروردین 1392 :: نویسنده : عباس توانا

چندی پیش برنامه ای موسوم به آکادمی گوگوش در شبکه فارسی زبان من و تو کلید خورد که کانون توجهات بینندگان شبکه های فارسی زبان را به خود جلب کرد. آکادمی گوگوش همانند دیگر برنامه های شبکه من و تو در ابتدا با دید جذب حداکثری مخاطب و القای فضای آزاد و مسالمت آمیز توام با مخاطب محوری در فضای رسانه ای غرب شکل گرفت.

بسیاری از مخاطبان این شبکه ماهواره ای تصور می کردند این برنامه صرفا جهت شناسایی استعدادهای خوانندگی و پرورش مستعد ها در حوزه موسیقی پاپ در حال اجرا است تا موسمی که پس از اجرای چند دوره داوطلبی خاص به این برنامه رجوع و جایزه نقدی نه چندان بالای آکادمی را از آن خود می کند. داوطلبی که دارای ویژگی منحصر به فردی نسبت به سایر شرکت کنندگان است و همین ویژگی منجر به فوکوس تبلیغاتی رسانه های زنجیره ای منافقین پیرامون آن می گردد.

"اورینب مشایخی" نام واقعی شخصی است که با اسم "ارمیا" در برنامه آکادمی خواننده بدنام و بدکاره زمان طاغوت شرکت می کند و خود را ملزم به رعایت احکام تشیع میداند به نحوی که حجاب نسبتا کاملی نیز دارد که حتی در ایران نیز از سوی هر دختری رعایت نمی شود و به جمع نفرات برتر راه می یابد. برخورد ویژه مجریان این برنامه از ابتدای حضور وی با او کاملا محسوس است تا جاییکه مدیر رقاصه آکادمی وانمود می کند که محو خوانندگی "ارمیا" می شود. نکته جالب توجه از منظر به اصطلاح کارشناسان این برنامه آن است که دختری با حفظ حدود شرعی – حتی با مردان این برنامه دست نمی دهد- هم می تواند استعدادهای خود را شکوفا کند. این نکته از منظر کسانی هم که کمترین آشنایی با احکام دینی دارند بسیار مضحک و البته قابل تامل به نظر می رسد. سوال اینجاست چگونه یکی از مهمترین احکام دینی که تمام مراجع تشیع بر آن وحدت نظر دارند را می توان در نظر نگرفت!؟ و آیا پارادوکس رفتاری این فرد معقول به نظر می رسد؟؟؟

حفظ حجاب این شخص همان "حفظ پوسته دین" و خوانندگی همان "تغییر لایه زیرین دین" ، و این نگاه همان قرائت انگلیسی آمریکایی از اسلام است که منتج به اسلام آمریکایی می گردد. پارادوکس رفتاری اورینب مشایخی که توسط 3 خانواده طرفدار منافقین حمایت مالی می شود و حضور ویژه وی در یکی از پربیننده ترین برنامه های فارسی زبان چه پیامی دارد؟ آیا این حضور صرفا یک حضور عادی بوده؟!!!

نگاهی بر زندگی شخصی مشایخی نه تنها این موضوع را نفی می کند بلکه از اجرای یک پروسه برنامه ریزی شده توسط وی حکایت دارد. همسر دوم "ارمیا" با نام میشائیل هانس از مسیحیان جذب شده توسط سازمان در به در منافقین است که همکاری با این سازمان را پذیرفته ، اورینب مشایخی نیز به گونه ای انتخاب شده که علاوه بر نداشتن هیچگونه سابقه قبلی در فضای مجازی حتی ایمیل یا پروفایلی در هیچ سایتی از خود ندارد در حالیکه مابقی هنرجویان حاضر در آکادمی حضور فعالی در اینترنت دارند. همکاری همسر "ارمیا" و کمک های مالی سازمان منافقین را نمی توان در حضور مشایخی نادیده گرفت؛ کسی که با مریم رجوی رهبر سازمان بی شباهت هم نیست. بنابراین با نگاهی تیزبینانه بسیار روشن و مبرهن است که حضور چنین شخصیتی تنها برای نمایش چهره ای مثبت از نوع تفکر و دیدگاه مریم رجوی در اذهان عمومی است؛ تفکری که در قالب خود محوری، قرائت شخصی از دین بدون هیچ تحقیقی را مقدم میدارد و قرائت های گوناگون را اصل قرار میدهد.

به هر حال این سلسله برنامه های شبکه های فارسی زبان باید تلنگری بر فعالین فرهنگی و هنری کشورمان باشد و باید به این مهم معتقد شوند که دشمنان قسم خورده کشورمان بیش از هر چیز کانون فعالیت های خود را معطوف به اسلام ستیزی کرده و با پشتیبانی سرویس های اطلاعاتی جاسوسی صهیونیست سخت مشغول فعالیت می باشند. جوایز پیشین اسکار موید همین مساله است...

 

یا حق


منابع:

مشرق نیوز

بولتن نیوز





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 8 فروردین 1392 :: نویسنده : عباس توانا

این عید به نور فاطمیه زیباست

روزی تمام سال من از زهراست

با بردن نام فاطمه (س) فهمیدم

سالی که نکوست، از بهارش پیداست ...





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 16 بهمن 1391 :: نویسنده : عباس توانا

«... از امروز تا روز انتخابات هر كس احساسات مردم را در جهت ایجاد اختلاف به كار گیرد، قطعاً به كشور خیانت كرده است». امام خامنه ای(حفظه الله)

جناب آقای احمدی نژاد منتخب ملت سلام علیکم

مواضع و سخنانتان مورخ 15/بهمن/1391 در صحن علنی مجلس شورای اسلامی حقیر را وادار به نگارش رنجنامه ای از این باب نمود. در ایامی که از بزرگترین پیروزی ملت ایران در تاریخ حکایت می کند و 34مین تولد انقلاب را جشن می گیریم جای تعجب است مشاهده اینگونه رفتارها پس از 33سال در بین مسئولین رده بالا.

آقای احمدی نژاد ریاست قوه محترم مجریه؛

پس از افاضاتتان با خود فکر کردم که وظیفه و تکلیف در این برهه از زمان که شما بجای پرداختن به معضلاتی که دامن گیر کشور شده به فرعیات سرگرم شده اید چه می تواند باشد!؟ و چه باید کرد!؟ شاید بهترین واکنش سکوت باشد برای مصالح نظام. اما بسیار با خود کلنجار رفتم و یادداشتی را نه جهت شادی دشمنان قسم خورده خارجی و داخلی، نه برای سوءاستفاده فتنه گران سودجو، نه برای پایکوبی ساکتین و کاسبین فتنه و نه برای تطهیر عملکرد دیگر سران قوا بلکه برای شما و از سر حقی که بر گردن یکدیگر داریم نگارش کرده ام.

خدمتگزار ملت آقای احمدی نژاد؛

آیا کمی دورتر از اطرافیانتان را می بینید!؟ کسانی که سال های پیشین اطرافتان بودند حال در مقابلتان صف آرایی کرده اند. اشخاصی که شما را نمودی از گفتمان امام و انقلاب می دانستند و هماره حمایت های همه جانبه خود را از جنابتان در طول سال های اخیر اعلام داشته اند چگونه می شود که شما را تهدیدی برای کشور می نامند!؟ حقاً اظهارات منتقدانتان از سر دلسوزی است و لاغیر. آقای دکتر؛ این نکته را یادآور می شوم که امت حزب ا... از آن جهت به شما اطمینان کرده و سکان اداره کشور را به شما واگذار کردند که شما را فردی ولایتمدار و خواستار اجرای فرامین معظم له می پنداشتند. حال چه می شود که خلاف بیانات امام خامنه ای رفتار می کنید؟ این بود ادعای فرمانبرداری و اطاعت از ولایت؟

همگان به این نکته واقفیم و کم انصافی است اگر نگوییم یکی از مهمترین مطالبات رهبری از مسئولین نظام در سال های اخیر حفظ وحدت بین قوا بوده است. مع الوصف جنابتان که علمدار ولایتمداری نامیده می شدید پی در پی جرقه اختلافات را روشن نموده، پایه های وحدت را در هم می شکنید و آقایان بی بصیرت تر آتش روشن شده را افروخته تر می کنند.

جناب آقای رییس جمهور؛

زمانی که شما مسند ریاست جمهوری را در دست گرفتید، امت حزب ا... امیدشان برای ساخت ایرانی اسلامی و تحت الامر رهنمودهای ولایت فقیه دوچندان شد، نگذارید نور امید در دلهایشان خاموش شود، براستی چه می شود که شما هم از شعارهایتان روی بر می گردانید و مسیر دولت ماقبل خود را در پیش می گیرید!؟ تنها ثمره اینگونه رفتارهای شما کند شدن حرکت انقلاب به سوی آرمانهای خود است. اظهارات شما با چاشنی توهین و افترا علاوه بر شادمانی سران سلطه و هم پیمانانشان دل امام امت و جانبازان و خافظان خون شهدا را به درد می آورد. در شخصیت رییس جمهور سزاوارتر است که با کمی تامل و تدبر به بیان افکارتان بپردازید تا مصداق کم بصیرتی یا بی بصیرتی نشوید. آخر نتیجه سخرانیتان در صحن علنی مجلس شوراس اسلامی و در برابر نمایندگان ملت چه بود؟ جز خوراکی برای غرب!؟

دکتر احمدی نژاد؛

افاضاتتان را در حالی می شنیدم که دلسوزی حین سخنان شما زیر لب می گفت خوشا به حال شهدا فأین تذهبون....؟

یا حق

                                                      





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 6 بهمن 1391 :: نویسنده : عباس توانا
سلام
ما مدعیان عدالتخواهی و مطالبه گری سرگرم چه بودیم...؟
طلبه ای با آرمانهای انقلابی منتظر کمک چه کسانی است؟؟؟ یا بود؟
آقایان برا آقا ستار گوگولی اونجوری سینه چاک میکنیم و برا طلبه ای انقلابی.... گیرم که اشتباهاتی داشت

دستمان درد نکنه!!!!

نوش دارو پس از مرگ سهراب، شنیدم 3سال ناقابل براش زندان بریدن.
دوستی میگفت هنوز به نتیجه نرسیدیم وارد پروژه سیرجانی بشیم... 4ماه که تموم شد، فکر کنید شاید 4سال دیگه به نتیجه برسید.
پای عمل که میاد وسط خودمونم کم میاریم، به قول علی الآن دیگه بریم بمیریم هم....
 

کافیه....




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


گذر زمان بار دیگر یادآور یکی از بزرگترین پیروزی های غرورآفرین ملت ایران در برابر دشمنان اسلام ناب است. زمانیکه دول غربی با حمایت های آمریکایی اسرائیلی در پی مخدوش کردن چهره انقلاب شکست های پیاپی را متحمل می شدند با برنامه ریزی در قالب یک پروسه زمانبندی شده و به دنبال وارد کردن آخرین حربه به انقلاب اسلامی وارد فاز جدیدی شدند.
اینبار فتنه ای آمریکایی اسرائیلی با همراهی بعضی سیاسیون داخلی و خارجی و به اسم اصلاحات طی یک برنامه 8ساله شروع به کار کرد اما از آنجا که در معاملات خود پیش بینی روحیه ولایتمداری ملت ایران را فراموش کرده بودند نتوانستند نقاب از چهره بیرون کنند. مع الوصف با یک عقب نشینی 4ساله برآن شدند تا با سوءاستفاده از شور و شوق انتخاباتی سال 88 سوار بر جریان شده و شیرینی حضور حداکثری مردم را هلایل کرده تا به قول خودشان ضربه آخر را به نظام وارد آورند. ضربه ای که منافقینی از داخل خواه ناخواه سکاندار آن شدند و آشکارا به جبهه گیری مقابل اهل بیت پیامبر(ص) پرداختند؛ سیاسیونی که کمتر به سیاست آشنا و بیشتر با فریبکاری و دغل آشنا بودند و هستند با حمایت دشمنان نظام شمشیر خود را از رو بسته و به پیکار با حق کمر بستند تا جاییکه باراک اوباما در اثنای سال 88 مورخ 07/10/1388 میگوید:"جهان شاهد شجاعت و قدرت اصلاح طلبانی است که جزیی از تمدن عظیم ایران هستند."

چهره واقعی اشخاصی که روزی بعنوان سران کشور شیعی پای مذاکره با دشمنان قسم خورده ی انقلاب می نشستند و از کناره گیری بابت حقوق یک ملت سخن به میان می آوردند با گذشت زمان بر عموم هویدا شد. به نحوی که در عزای سید و سالار شهیدان به پایکوبی و بزم شرابخواری پرداختند. آخر شما را چه فرق با یزیدیان؟!! که حرمت خون خدا را در روز عاشورا شکستید؟
براستی که فتنه88 یادآور جنگ احزاب بود و ضد انقلاب اعم از لندن نشین و سلطنت طلب تا حزب توده ای و مشارکت همگی با علم اصلاح طلبی گرد هم آمدند تا جبهه حق را از پا درآورند غافل از اینکه حزب خدا غالب است و آنان مغلوب...

مدعیان اصلاحات در انتخابات با حمایت از دو عنصر سوخته به نام اصلاح طلبی و به کام اسرائیل تمام همّ و غمّ خود را سرنگونی و براندازی قرار دادند و با شعارهای عوام فریبانه آنطور وانمود کردند، گویی دعوا بر سر قدرت است در حالیکه بحث حفظ اسلام یا محو آن مورد اتفاق نظر آقایان بود.
با رصد اقدامات قبل و بعد انتخابات ساده لوحانه است که اسم اصلاحات واقعی - که در اسلام مورد تاکید است – بر روی این اتفاقات گذاشت بلکه امثال خاتمی و موسوی و کروبی به رهبری فکری حمقایی چون سروش، مهاجرانی و کدیور و... اسلام را نشانه رفتند. در همین رابطه عبدالکریم سروش،دگراندیش و ضدانقلاب مقیم آمریکا در تاریخ 05/11/1388 می گوید:"واقعیت این است که در درون جریان سبز هم دینداران، هم چپ ها و سکولارها فلسفی و حتی افرادی از انجمن حجتیه وجود دارند و این را نمی توان انکار کرد و نمی توان مخفی نگاه داشت."  مدعیان اصلاحات که بهتر از هرکسی افاضات سروش پیرامون پوزیتیویسم و شکاکیت را می دانند پس چرا خود را بازیچه دست جنابشان قرار دادند؟ آیا نمی دیدند یا نمی خواستند ببینند؟ و چشمانشان را به روی حق و به سوی کج روانه داشتند...

در فتنه88 بود که عوام ما بوی سبقت را از خواص بی بصیرتمان ربودند و یادآور "السابقون السابقون اولئک هم المقربون" شدند. خواصی که خود رامرجع دینی می دانند در فضای غبارآلود آن روزها طلحه گونه سست عنصری و ایمان ناخالص خود را به نمایش گذاشتند که نتیجه ای جز شادمانی چند ماهه بی خردان غربی آمریکایی و رسوایی بیش از پیش خودشان نداشت. زبیریّونی که انقلاب را پذیرفته بودند تا به اهداف و امیال شخصی شان بپردازند مادامیکه تجارت خود را بر باد رفته دیدند با خیانت به خود و انقلاب طعم براندازی را در سرشان پرورانده غافل از اینکه بوی رسیده به مشامشان نه تنها بوی کباب نبود بلکه خر داغ می کردند...

جالب اینجاست که پس از گذشت 3سال نه تنها به خود اجازه شرمساری نمی دهند بلکه با کمال روشن کفری – شما بخوانید روشن فکری – اعاده حق می کنند و به فکر بازگشت به مناصب حکومتی اند. فراموش کردید خیانت های آشکارتان را؟؟؟ یا به خیال فراموشی ملت ایرانید؟! بدانید اگر رحم و بخشش علی نبود ملت ایران هیچگاه اجازه نفس کشیدن را به دشمنانشان نمی داد.

مگر مردم حامی ولایت بمیرند که اجازه حضور در سطح اول مملکت را به شما دهند همانطور که 9دی جلوه ای از بصیرت بالایشان بود. اُف بر شما باد که حاضر به اظهار پشیمانی صرفا لسانی هم نیستید......

یا حق





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 26 آذر 1391 :: نویسنده : عباس توانا
مروری کوتاه و مختصر بر اقدامات اصلاح طلبان در 8سال 84-1376

چندی است با نزدیک شدن به انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۹۲ که طی آن مهم ترین مسئول اجرایی کشور از سوی مردم انتخاب می شود و سکانداری یازدهمین دولت را در دست می گیرد؛شاهد تحرکات احزاب و گروه های سیاسی با دامنه بیشتر و گسترده تر هستیم. پرداختن زودتر از موعد بعضی از کاندیداهای احتمالی که داعیه دار ولایتمداری هستند و تنها شعار عمل به بیانات امام خامنه ای را سر می دهند نمونه ای از سرپیچی و گوش نسپردن به امر رهبری است. در شرایطی که کشور بیش از هر چیز نیازمند فعالیت حداکثری مسئولین است می بینیم که در سطح اول قانونگذاری و اجرای آن درعوض عمل به آنچه اوجب واجبات است برخی مسئولین درگیر حزب بازی و بدنبال کسب قدرت و منفعت شخصی پیش می روند.

مع الأسف فعالیت پنهان و برنامه ریزی شده ی اصلاح طلبان که به نوعی حرکت با چراغ خاموش را در پیش گرفته اند قابل توجه است. مردودینی که کارنامه درخشانشان نه تنها در وقایع ۱۳۸۸ بلکه در ۸سال حکومتداری شان برای عموم روشن است، حال با چه رویی به فکر بازگشت به آغوش ملت اند؟!! و یا از بازگشت هدف خاصی را دنبال می کنند؟! آقایان اصلاح طلب شاید یادشان رفته که چه خیانت هایی از سویشان به کشور وارد شد و یا می پندارند فراموشی دنیا را فرا گرفته؟!!

مروری مختصر بر آنچه هدف ایشان بوده و آنچه عمل کرده اند می تواند سران اصلاحات را بیدار کند تا در معاملات خود تجدید نظر کنند:

۱ – همانطور که از ظاهر کلمه اصلاحات برداشت می شود معنای لغوی آن رفع نواقص جهت بهبود شرایط می باشد بعبارتی دیگر با در نظر گرفتن نقاط مثبت هر نظام، نقاط منفی آن را به نقاط مثبت تبدیل کرد که این مهم لازم و با ارزش است طوریکه اصلاحات لازمه بقای هر نظام و حکومتی است. بنابراین حفظ اصول و اصلاح روش ها معنای واقعی اصلاحات است.

۲ – با تعریف مذکور انقلاب اسلامی نیز خود به نوی اصلاح است که در آن ساختار غیر اسلامی و منفی به ساختاری ارزشی مبدل گردیده. با نگاهی به تاریخ اسلام هم می توان دریافت که اصلاحات اسلامی از زمان پیغمبر اسلام (ص) با جهاد علیه خرافه پرستی شکل  گرفت. انقلاب اسلامی ایران هم از این قاعده مستثنی نیست همچنانکه با سرنگونی طاغوت در پی اصلاح امور بود.

۳ – پس از رویش نهال نوپای انفلاب در ایران و با رشد آن نیاز به اصلاح شاخ و برگ های زاید احساس می شد. در زمینه های مختلف حکومتی این درخت تنومند نیازمند هرس بوده و هست. در زمینه سیاسی همچنانکه دیده می شود اصلاح بعضی افکار واجب به نظر می رسید؛ جریان های مارکسیست یا لنینیسم و با افکار چپ نظیر حزب توده و… می بایست با وقوع انقلاب اصلاح می شدند. در زمینه اقتصادی مبارزه با فقر، کاهش بیکاری، رفع تبعیض، گسترش عدالت نیازمند اصلاح بود. در زمینه آزادی بیان نیز رفتاری را که ساواک و نیروهای امنیتی جهت سرکوب مخالفان در پیش گرفته بودند از نظر اسلامی مردود بوده و…

۴ – با توضیحات بالا بنابراین اصلاحات واقعی در همه زمینه همواره دارای منفعت برای بقای حکومت است. جریان اصلاحات در ایران به دوره هفتم ریاست جمهوری بر می گردد که در آن زمان واژه اصلاحات از سوی لیبرال های ائتلاف دوم خرداد مطرح شد. این اصلاحات یادآور نگرش روشنفکران عصر مشروطیت یا همان غرب گرایان است که در نهایت به استبداد رضا خانی ختم شد. بیگانگی با تاریخ، روح قوی و هویت دینی و فرهنگی ملت ما را به وضوح می توان در رفتار سردمداران جریان اصلاحات دید که وجه بارزشان با غرب گرایان نیز همین اندیشه ها است و هدف اصلی شان از ابتدا تغییر نظام و به نوعی انقلاب تدریجی بوده و هست.

۵ – اصلاح طلبان با شعارهای عوام فریبانه پا در عرصه سیاست داخلی گذاشتند؛ شعارهایی که همواره در راستای سیاست القای شرایط بحرانی است و از اصلاح مسائل کلان و خرد جامعه با روی کار آمدنشان حکایت می کند، اما این شعارها در حد شعار باقی ماند و روی عمل به خود ندید. از جمله صحبتهای پوچ آقایان می توان به اصلاح آزادی و اصلاح اقتصادی اشاره کرد که اکثر صحبتهای آقای خاتمی کاندیدای وقت ودوستانشان بر محور این دو گفتمان می چرخید. نگاهی به عملکرد اصلاح طلبان به اسم اصلاحات به خوبی هویداست که آیا در دوران اصلاحات تا چه حد به اصلاح آزادی ها و رفع نواقص اقتصادی پرداخته شد؟!!

۶ – سید محمد خاتمی با شعار ” آزادی” نه تنها توانست در داخل گروهی را با خود همراه کند بلکه حمایت های سران سلطه را به خود جلب کرد اما آیا آزادی در زمان اصلاحات تا چه حد مشهود بوده؟!!
در فضای دانشجویی که مؤذن جامعه گفته شده و رهبری عظیم الشأن اسلام از آن به عنوان مطالبه گر از مسئولین یاد می کند می بایست با آزادی بیان انتقادهای کارشناسانه خود را بیان کرد اما تصویب قانون ستاره دار شدن دانشجویان جویای حقیقت – شما بخوانید متخلف – از ابداعات و افتخارات دولت اصلاحات و وزارت دکتر معین به حساب می آید. محکومیت سال ۱۳۷۸ دانشجویان دانشگاه شهید چمران و مخالف دفتر تحکیم وحدت که موجب منع ادامه تحصیل از جانب معین و موسوی لاری به جرم اصلاح طلب نبودن و یا همانند اصلاح طلبان فکر نکردن نمونه ای دیگر از آزادی است که آقایان خاتمی و دوستانش از آن دم می زنند. آقایانی که ادعای اصلاح آزادی می کنند نامه مصطفی معین در اعتراض به یک تجمع دانشجویی که محمد خاتمی رییس جمهور وقت در سال ۱۳۸۱ نوشته می شود و در آن خواستار ” برخورد امنیتی، قضایی، سیاسی حقوقی” می شود را که یادشان نرفته؟؟؟؟؟

حال ادعای توسعه آزادی می کنند؛ آری، همان آزادی بیانی که جنابشان خاتمی در دانشگاه تهران خطاب به دانشجویان می گوید: “کاری نکنید که بگویم از سالن بیرونتان کنند، آدم باشید.” آری، اصلاح آزادی ولی آزادی که با اسلام منافات دارد و اصلاحات آمریکایی است.

۷ – دیگر گزافه گویی اصلاح طلبان به اذعان خودشان بهبود شرایط اقتصادی بوده و هست. همانند شعار اصلاح آزادی این نیز در عمل بس مزحکانه به حساب می آید. به گفته شخص آقای خاتمی رییس جمهور وقت اصلاحات:” اگر به نظرسنجی ها مراجعه کنیم وقتی از مردم سوال می شود عمده مشکلات شما چیست ۷۰ تا ۸۰ درصد می گویند اقتصادی.” (۰۳/تیر/۱۳۸۰ روزنامه همبستگی) کاملا آشکار است که عمده مشکلات مردم در زمان اصلاحات مشکلات اقتصادی بوده است، مع الوصف تنها طرح اقتصادی که می شود روی آن حساب کرد «طرح سازماندهی اقتصادی» است که از سوی خاتمی به میان آمد اما چرایی اجرایی نشدن آن و دلایل نپرداختن به رفع موانع اقتصادی پیش روی مردم پرداختن دولت اصلاحات هیاهوی سیاسی و توسعه سیاسی به منظور در دست گرفتن قدرت تام در تمام بخشها است. براحتی می بینیم در شرایطی که نظرسنجی حزب مشارکت مورخه ۱۵/اردیبهشت/۱۳۸۴ ۹۶درصد مردم مشکلات تورم، بیکاری، گرانی و عدم امنیت اجتماعی را اهم مشکلات می دانند، رجبعلی مزروعی در تاریخ ۲۸/آبان/۱۳۷۹ در صحن علنی مجلس ششم می گوید:” قرار نیست مجلس ششم مسائل اقتصادی را دنبال کند.”
آمار وزارت صنایع و معادن وقت در ۱۵/بهمن/۱۳۷۹ گویای آن است که ۲۵۰۰ واحد تولیدی تعطیل و یا با بحران های اقتصادی مواجه هستند. پس اصلاحات برای اصلاح چه اموری میان مردم آمد؟!! جاییکه نرخ بیکاری در آمار رسمی سازمان مدیریت و برنامه ریزی از ۹٫۱ درصد سال ۱۳۷۵ به ۱۴٫۲۸ درصد سال ۱۳۷۹ می رسد. بهزاد نبوی در جایی دیگر و در آخرین روزهای دولت اصلاحات می گوید:” ما قبل از دوم خرداد گفتیم که خاتمی مرد اقتصاد نیست.” آخر در خیال خود مردم را چه فرض کرده اید؟؟؟ همین آقای نبوی در باب عملکرد مجلس ششم که عضو هیأت رئیسه بوده می گوید: ” به جرأت می توان گفت هیچ مصوبه ای نداشتیم که به درد مردم بخورد.” خدا را هزار مرتبه شکر که خودتان هم فهمیدید…

۸ – با این نگرش رو به عقب انتظار می رود آقایان اصلاح طلب در خیال خام خود فکر بازگشت به آغوش ملت را از سر خود بیرون کنند زیرا جمله فراموش نشدنی خاتمی که می گوید: ” اگر دین می خواهد بماند باید به مقومات حقوق بشر تن دهد” هنوز به باد فراموشی سپرده نشده. باید مرزبندی روشنی با امثال سروش، مهاجرانی و تاج زاده و… که در پی انتخابات اخیر مجلس در یادداشتی عنوان می کند:” در انتخابات نمایشی و غیر آزاد دوازدهم اسفندماه شرکت نمی کنم و رأی نمی دهم.” داشته باشند.
به قول معروف آخر قسم حضرت عباس را باور کنیم یا دم خروس را؟؟؟؟؟

۹ – همانطور که گفته شد کسی منکر اصلاحات واقعی نیست اما اصلاحاتی که اسلامی و در چهارچوب قانون اساسی باشد. هیچ کجای دنیا اجازه نمی دهند کسی که به قانون اساسی و اصول آن کشور معتقد نیستند اجازه نمی دهند در بخش های حکومتی وارد شوند.عملکرد اصلاح طلبان منهای فتنه ۸۸ هم این موضوع را مؤید است که سران اصلاح طلب در پی انقلابی تدریجی به سمت غرب با شعار اصلاحات آمریکایی هستند و شمشیر خود را برای ساقط کردن نظام از اسلام ناب محمدی از رو بسته اند. در این راستا هم از هیچ کوششی دریغ نمی کنند و با فریب مردم به دنبال آن هستند….                            « إن أرید إلا الإصلاح ما استطعت »



نشر در:



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 11 آبان 1391 :: نویسنده : عباس توانا

وحدت کلمه ایست که این روزها در بین مسئولین عالی رتبه کشورمان به "وح دت" تنزیل یافته و آن بار مثبتی که می بایست برای حفظش رعایت کرد را کمتر می توان در رفتار چندی پیش مسئولین یافت. رفتاری که نه سر زده بلکه گاهی ریشه در لجبازی و درنظر نگرفتن عواقب آن صورت می گیرد. عواقبی که تنها ثمره اش خشنودی دشمنان ردیف اول نظام و کاهش سرعت حرکت رو به جلو قطار انقلاب در مسیر پیشرفت و تعالی را به ارمغان می آورد.

نهضتی که 33سال از بقایش می گذرد، در فضای بین المللی این روزها چون نگینی می درخشد و دیگر مردم عدالت جو در سراسر جهان با الگو قرار دادن آن به مبارزات خود رنگ و بویی اسلامی داده اند؛ با به زیر کشیدن دیکتاتورهای دست نشانده ی سران سلطه، انقلابی اسلامی را در کشور خود شبیه سازی کرده اند. این انقلاب اسلامی ایران است که پیش قراول این تحرکات و بیداری های به حق، اسلامی در سراسر جهان شده بطوریکه ندای آزادخواهی اش همه جا را معطر ساخته و همه انقلابیون به نوعی خود را وام دار ارزشهای مصادره از آن می دانند.
کشوری که تا زمان سر سپردگی به سران غرب پیشرفتی را نمی توان در فضای مادی و معنوی آن بیان کرد پس از درخشش خورشید اسلام ناب بر جریان های داخلی، گذران هر روز از عمر جاودانه اش گامی به سوی جهانی شدن را طی می کند و این مهم را می توان به وضوح در آمارهای مراکز جهانی مشاهده کرد به گونه ای که سرعت رشد علمی در کشورمان به مراتب تندتر از مدعیان پیشرفت مادی است که سرچشمه این ترقی ها، پیشرفت معنوی فضای داخلی است.

مسئولان کشوری هم از این قاعده مستثنی نیستند زیرا به گونه ای نماد نحوه اداره یک حکومت و جامعه شیعی و مستقل از اتاق فکر ظلم - امریکا و انگلیس- هستند. اما هر از گاهی فضای داخلی کشور از مرکز دایره ایده آلی که دارد به موجب تصمیمات غلط بعضی مسئولین دور می شود.
سران سه قوه مجریه، قضائیه و مقننه به جای توجه به رشد و تعالی کشور به امور حاشیه ای و فرعی می پردازند. گاهی از تعهد مسئولیت در حکومت اسلامی شانه خالی می کنند و منافع شخصی و حزبی را بر منافع کشور ارجح می شمارند، به جای اجرای وظیفه اصلی که خدمت حداکثری در قبال مردم است به خدمت برای حداقل جامعه می اندیشند. غافل از اینکه کشورهای مظلوم جهان الگوی هدایت کشور خود را جمهوری اسلامی قرار داده اند در نتیجه رفتار کوچکی که نشان از اختلاف سلیقه در اداره کشورمان مشاهده کنند موجب دلسردیشان می گردد و تنها شادمانی دشمنان قسم خورده این مکتب را در پی دارد.دشمنانی که مصمم در برابر آرمانهای  اصیل اسلامی صف آرایی کرده اند و بی شکیب در پی دیدن حداقل تنش اند تا آن را به نفاق تفسیر کرده و سوءاستفاده حداکثری از آن را در برنامه دارند.

مسئولان یادشان باشد که همرزمان دیروزشان و عرشیان امروز بارگاه ملکوتی وصیتشان پشتیبانی از ولایت فقیه بود و طاقت دیدن خم به ابروی امامشان را نداشتند همانگونه که شهدای کربلا امامشان را تا آخرین لحظه تنها نگذاشتند، از حسین زمان خود تا آخرین قطره خون دفاع کردند اما ما رهبرمان امام خامنه ای (حفظه الله) را تنها گذاشته ایم. وحدت بین خواص را فراموش کرده ایم...

آقایانی که کوس ولایتمداریشان زبانزد عام و خاص است و از اجرای اولین خواسته رهبری غافل شده اند چگونه مدعی مصبحت اندیشی اند؟ آقایان محترم بدانند دود این تنش ها در چشم مردم می رود و فراموش نکنند این مردم همانگونه که نشان داده اند با کسی به جز مقتدایشان امام خامنه ای (روحی فداه) عهد اخوت نبسته اند. اینگونه اختلافات و علنی نمودن آن باعث زمین ماندن مطالبات رهبری و عدم رسیدگی به وضعیت کشور و مردم می شود.  بهتر است وقت خود را جای صرف کردن در امور بی نتیجه به تدبراندیشی پیرامون وضع داخلی و خارجی کشور بپردازند.

 

 

«واعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا...»

یا حق







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 2 )    1   2   
امان از روز غفلت...
عباس توانا
درباره وبلاگ

آیا آن روز خواهد رسید که دوشادوش احمد متوسلیان و دیگر سیوف خمینی، انتقام آن دوشنبه پاییزی و چادری که خاکی شد را بستانیم؟ آه از مادر … آه از دست سنگین و بی رحم … آه...
فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر.

شعار: سلاح ما قلم ماست.
یا حق

مدیر وبلاگ : عباس توانا
نویسندگان
آمار وبلاگ
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
پایگاه دانشجویان انقلابی